تبليغاتX
پیرامون برخی حوادث کشور

پیرامون برخی حوادث کشور

پیرامون فتنه 25 بهمن

ولایت فقیه_ساختار حاكمیت ولی فقیه از منظرآیت‎الله طهرانی/قسمت اوّل

ساختار حاكمیت ولی فقیه از منظرآیت‎الله طهرانی

آیت الله محمد حسین حسینی طهرانی(ره) متولد سال 1345 و متوفی سال 1416 هجری قمری است. ایشان در دورهای از عمر مباركشان در حوزه علمیه قم در محضر بزرگ‌مرد علم و عمل علامه طباطبایی به شاگردی پرداخته‌اند و پس از چندی به حوزه علمیه نجف رفته و از محضر بزرگانی چون آیت‌الله خویی در فقه و سید هاشم حداد در عرفان عملی بهره برده‌اند. به‌حق می‌توان ایشان را از نوابغ و نوادر دوران معاصر در حكمت و معرفت دانست. ایشان پس از دوره‌ای اقامت در نجف در مشهدالرضا رحل اقامت افكند و در آن‌جا سعی در تبلیغ معارف اهل بیت علیهم‌السلام كرد. حاصل این زحمات تألیف كتب متعددی مانند اللهشناسی (3 جلد)، معادشناسی (10 جلد)، امام‌شناسی (18 جلد)، ولایت‌فقیه (4 جلد) و... در معارف اسلامی است.

آن مرحوم درواقع یكی از یاران حقیقی حضرت امام در جریان انقلاب اسلامی بودند و كمك‌های مهمی در مقاطع حساس به حضرت امام(ره) كردند؛ برای نمونه می‌توان به متحد كردن علمای تهران در حمایت از امام و آزادسازی ایشان در وقایع 15 خرداد  اشاره كرد.

 یكی از نكاتی كه در سیره عملی ایشان باید در جامعه امروز ما برای همگان - خصوصا خواص - الگو باشد، تبعیت ایشان از ولی فقیه است.

 به‌گونه‌ای كه ایشان در برخی از موارد با این‌كه با نظر حضرت امام یا مجلس و... موافقت نداشتند - مانند پیش‌نویس قانون اساسی - با توجه به جایگاه ولایت فقیه تبعیت می‌كردند و می‌فرمودند: «چه بسا ایشان چیزی بداند كه ما ندانیم و یا این‌كه شاید ضرورتی اقتضا كرده كه ما مطلع نیستیم.» این روش و برخورد از یك مجتهد طراز اول  باید برای بسیاری از سیاسیون امروز  الگو و سرمشق باشد.

ادامه دارد.... 


+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اسفند1389ساعت 9:48  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

سیر تکوینی بصیرت سیاسی در ایران و بازتاب آن در خاورمیانه/قسمت اوّل

همانطور که آر.اچ.تاوانی نوشت : «گذشته آنچه را که حال قادر به فهم آن باشد برایش آشکار می سازد» دانشمندان معاصر علم سیاست که علاقه مند به تحلیل و تفسیر رویدادهای سیاسی منطقه هستند، در نهایت می بایست علل این تحولات را در بیداری مردم منطقه جستجو کنند این رستاخیز ریشه در تاریخ سیاسی کشورهای منطقه دارد نقش ایران به عنوان کشوری اسلامی که در سه دهه پیش به بلوغ سیاسی رسید و مردمش خود را در مقامی یافتند که سرنوشت خویش را به اراده خود رقم بزنند بدون شک الهام بخش فکری بسیاری از گروهها، احزاب و تشکُلها مردمی در دیگر کشورهای منطقه بوده است که امروز تقریباً همان خواسته هایی را مطالبه می کنند که مردم ما سه دهه قبل بدان جامعه عمل پوشاندند؛ مفاهیمی همچون استقلال، آزادی،برابری و برادری

 

 

 

 

 

سی و سومین بهار انقلاب، امسال جلوه دیگری داشت؛ تقارن یوم ا.. 22 بهمن  با روز پیروزی مردم مسلمان مصر شیرینی این روز ملی را در کام ما ایرانیان دوچندان کرد و یکبار دیگر به دیگر ملت های منطقه نشان داد که برای رسیدن به عزت و غرور ملی راه دیگری جز اتکاء به خویشتن وجود ندارد اعتراضات مردمی در مصر و دیگر کشورهای خاورمیانه وحشتی را در دل حاکمان سرسپرده این کشورها به غرب بوجود آورده و آنان را واداشته است تا با سرعتی شتابان دست به اصلاح ساختار سیاسی کشورهای خود زنند حاکمان این کشورها دریافته اند که  نمی توانند به قدرتهای غربی جهت اعمال حاکمیت بر مردم خویش دل ببندند، البته در این میان کشورهایی مانند لیبی نیز هستند که در برابر خواست مردم واکنشی خشونت آمیز نشان داده اند. تب این اعتراضات از طرف مردم و تلاش در جهت فرونشاندن آن از سوی دولتهای منطقه آنچنان بالا گرفته است که برخی از حکامی که دهه های متمادی در این کشورها به نام جمهوری اما مستبدانه حکومت کرده اند تصمیم به ترک مناصب خود گرفته اند که صدالبته با موافقت دول غربی این تصمیمات اتخاذ شده است زیرا غرب تمایلی به تکرار تجربه تلخ سقوط نظام وابسته  به غرب محمدرضا شاه و روی کار آمدن ایران مستقلی دیگر در منطقه نه داشته ونه دارد.

همانطور که آر.اچ.تاوانی نوشت : «گذشته آنچه را که حال قادر به فهم آن باشد برایش آشکار می سازد»1 دانشمندان معاصر علم سیاست که علاقهمند به تحلیل و تفسیر رویدادهای سیاسی منطقه هستند[البته با در نظر گرفتن فضای بین الملل]، در نهایت می بایست علل این تحولات را در بیداری مردم منطقه جستجو کنند این رستاخیز ریشه در تاریخ سیاسی کشورهای منطقه دارد نقش ایران به عنوان کشوری اسلامی که در سه دهه پیش به بلوغ سیاسی رسید و مردمش خود را در مقامی یافتند که سرنوشت خویش را به  اراده خود رقم بزنند بدون شک الهام بخش فکری بسیاری از گروهها، احزاب و تشکُلها مردمی در دیگر کشورهای منطقه بوده است که امروز تقریباً همان خواسته هایی را مطالبه می کنند که مردم ما سه دهه قبل بدان جامعه عمل پوشاندند؛ مفاهیمی همچون استقلال، آزادی،برابری و برادری

این تأثیر بر گروهایی نظیر اخوان المسلمین،حماس ،فتح و کشورهایی همچون مصرو تونس و.. به قدری مشهود است که برخی کارشناسان غربی نیز بدان اذعان دارند هدف اصلی ما در این گفتار به هیچ عنوان نقل تاریخ معاصر نیست که در این باب سخن بسیار گفته  شده است بلکه نگارنده برآنست تا با  رویکردی جامعه شناختی  به بررسی سیر تکامل بصیرت سیاسی مردم ایران بپردازد.

مفروض ما در این نوشته تأثیر انقلاب اسلامی بر جریانات اخیر منطقه است برای ریشه یابی و تحلیل مجموعه عوامل و علل تکوینی وضع موجود ناگزیریم گریزی کوتاه بر تاریخ معاصر کشورمان داشته باشیم از مشروطه تا انقلاب اسلامی [که ثمره و بازتاب آن را می توانیم امروز در خاورمیانه مشاهده کنیم] و کاووشی کنیم پیرامون این معنا، که ما چگونه مـــا شدیم


ادامه دارد....

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اسفند1389ساعت 9:41  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

صورت و سیرت بصیرت/قسمت اوّل

از سال گذشته و شروع فتنه بعد از انتخابات، مدام این نصیحت امیرالمومنین را در ذهن مرور می کنیم که فرمودند زمان فتنه مانند بچه شتر باشید که نه می تواند شیر بدهد و نه می شود از او سواری گرفت! کار سختی است. سخت است که نه حرفی بزنی که باری بر دوشت شود و نه سکوتی کنی که منجر به سوء استفاده فتنه گران شود! در چنین شرایطی تنها بصیرت است که به کار می آید و بصیرت محصول یکی دو ساعت تعمق یا یکی دو روز تورق نیست! بصیرت محصول عمری تبعیت از حق است و هر لحظه دقت در اعمال و رفتار.


  عاطفه امینی 

بصیرت باید در تمامی زندگی ات جریان داشته باشد تا در زمان فتنه عاقبت به خیر شوی.

برخی از علمای بزرگ علم، لغت بصیرت را این گونه تعریف کرده اند:

"حقایق دین یا غیر دین که به باور قلبی تبدیل شده باشد." خلیل بن احمد در تعریف بصیرت می گوید: "اعتقاد قلبی به یک امر دینی و یا یک حقیقت." برخی از اهل لغت هم، بصیرت را به لوازمش یعنی زیرکی و عبرت تعریف کرده اند؛ زیرا زیرکی، هوشیاری و عبرت، از لوازم بصیرت است و بدون این لوازم، بصیرت معنا نمی یابد و پدید نمی آید.

باتوجه به پاره ای از فرمایشات حضرت امیر (ع) که بعد به آن اشاره خواهد شد، به نظر می رسد مفهوم بصیرت فراتر از مواردی است که اهل لغت از آن یاد کرده اند. شاید یک عنصر کلیدی در مفهوم بصیرت که در تعاریف آنها مشاهده نمی شود، قدرت تشخیص حق از باطل آراسته شده باشد، آن هم در شرایط خطیر و ابهام آلود که چنین مهمی از عهده هر کس برنمی آید.

در هر صورت مطابق آموزه های دینی آنچه که می تواند هر فرد و یا ملتی را از کوران فتنه به سلامت عبور دهد، مرکب رهوار بصیرت است. اهل بصیرت فریب نمی خوند. هرچند تصویر تظاهر مزوران بسیار بلند و صدایشان پرطنین و بیانشان پرطمطراق و مسحور کننده و اعجاب انگیز باشد.

 

بصیرت در کلام اهل معنا

بصیرت به معنای دانایی، بینایی، بینایی دل ، هوشیاری، زیرکی و یقین است. نزد اهل معنا، نیرویی نهانی و قوه ای قلبی است که در شناخت حقایق تا عمق وجود و باطن ذات آن رسوخ می کند. شاه نعمت الله ولی و برخی از اهل معرفت می گویند: "بصیرت قوه قلبی یا نیرویی باطنی است که به نور قدس روشن گردیده و از پرتو آن، صاحب بصیرت، حقایق و بواطن اشیاء را درمی یابد. بصیرت به مثابه بصر (چشم) است برای نفس."

میان بصر که تامین کننده نور ظاهری، و بصیرت که آورنده نور باطنی است، تفاوت بسیار است. نور ظاهری، تنها با بینایی انسان سروکار دارد. خورشید و ماه و چراغ، بیش از این که فضا را روشن و بینایی انسان را یاری کند، کاری انجام نمی دهد. پس اگر انسانی ناشنوا بود یا در بویایی و لامسه و گویایی خود نقص داشت، با تابش آفتاب و مهتاب و نورهایی از این قبیل، مشکلاتش حل نمی شود.

اما نور باطن همه نقص های (باطنی و معنوی) انسان را برطرفف و تمام دردهای او را، درمان می کند. در صورتی که درون کسی را روشن کرد، ساحت جانش چنان نورانی روشن می شود، که هم صحنه های خوبی را در خواب و بیداری می بیند، هم آهنگ های خوبی را می شنود، هم رایحه های دل انگیزی را استشمام می کند و هم لطیفه های فراوانی را لمس می نماید.

ادامه دارد....

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اسفند1389ساعت 9:39  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

بازخوانی نقش عمّار ياسر در جنگ صفين /قسمت اوّل

بازخوانی نقش عمّار ياسر در جنگ صفين


رهبر انقلاب در سخنان 5 مرداد 1388 خود در ديدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى امر، به نقش نخبگان بابصيرت در تبيين حقايق در فضای جامعه اشاره كرده و برای نمونه از مجاهدت عمار ياسر در برابر جنگ روانی معاويه در نبرد صفين ياد كردند.{بشنويد http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/link_audio.gif}
گوشه‌ای از تلاش‌های عمار در اين جنگ را به روايت مرحوم حجت‌الإسلام و المسلمين محمد محمدی اشتهاردی در كتاب "زندگی پرافتخار عمار ياسر" با اندكی تلخيص و در دو بخش مرور می‌كنيم:

گفتار قاطع عمّار در مجلس مشورت برای جنگ
هنگامی كه اميرمؤمنان علی عليه‌السلام در كوفه تصميم گرفت كه برای سركوبی معاويه و سپاه او به سوی صفّين حركت كند، مهاجران و انصار را كه با آن حضرت بودند، طلبيد و با آن‌ها درباره‌ی جنگ با معاويه به مشورت پرداخت و از آن‌ها نظرخواهی كرد. آن‌ها هر كدام جداگانه برخواستند و نظر خود را بيان نموند. عمّار ياسر نيز در ميان آن جمع بود و برخاست و پس از حمد و ثنای الهی چنين گفت: "ای اميرمؤمنان! اگر می‌توانی حتی يك روز به دشمن مهلت ندهی، اين كار را انجام بده. ما را قبل از آن‌كه آتش دشمنان بدكار شعله‌ور گردد و برای دوری و جدايی از ما هم‌رأی شوند، همراه خود روانه‌ی جبهه كن. آن‌گاه مخالفان را به سوی راه هدايت و رشد فراخوان. اگر پذيرفتند كه سعادتمند شده‌اند وگرنه، ناگزير با آن‌ها می‌جنگيم. فَوَاللهِ اِنَّ سَفْكَ دِمائِهِمْ، وَالْجِدَّ فی جِهادِهِمْ لَقُربَهٌ عِندَاللهِ وَ كَرامَهٌ مِنْهَ: سوگند به خدا! قطعاً ريختن خون آن‌ها و تلاش برای جهاد و نبرد با آن‌ها، موجب تقرّب و كرامت در پيشگاه الهی خواهد بود."
وجود عمّار، وسيله‌ی تشخيص حق از باطل
ابو نوح حِمْيَری پسرعموی "ذوالكَلاع" حِمْيَری بود؛ ولی ابونوح جزء سپاه اميرمؤمنان علی عليه‌السلام بود و ذوالكَلاع از سران لشكر معاويه بود. ذوالكَلاع علاوه بر شجاعت و سرداری، رئيس فاميل خود بود و اعضاء فاميلش به خاطر او به سپاه معاويه پيوسته بودند و همراه او با سپاه اميرمؤمنان علی عليه‌السلام می‌جنگيدند. ذوالكَلاع از عمروعاص شنيده بود كه پيامبر صلی‌الله‌عليه ‌و ‌آله ‌و ‌سلّم به عمّار ياسر فرموده است: "تَقتُلُكَ الفِئَةُ الباغِيَهِ: گروه متجاوز و ستمگر تو را می‌كشد!"
از اين رو شك و ترديد به دلش راه يافته بود كه عمّار در ميان كدام سپاه است، تا از اين راه به دست آورد كه آيا حق با سپاه علی عليه‌السلام است يا با سپاه معاويه. ذوالكَلاع تصميم گرفت اين موضوع را توسط پسرعمويش ابونوح كه از سربازان سپاه علی عليه‌السلام بود، پی‌جويی كند.
در يكی از روزهای جنگ، حضرت علی عليه‌السلام در ميان سپاه خود برای جنگ آماده می‌شدند كه ناگاه ديدند يك نفر از سپاه معاويه پيش آمد و صدا زد: "چه كسی مرا به ابونوح راهنمايی می‌كند؟" يكی از سربازان علی عليه‌السلام گفت: "من او را ديده‌ام. به او چه كار داری؟" در اين هنگام ذوالكَلاع، نقاب روی خود را كنار زد و سپاهيان علی عليه‌السلام او را شناختند كه پسرعموی ابونوح است. پس ابونوح را به او راهنمايی نمودند. ذوالكَلاع از ابونوح خواست كه من نيازی به تو دارم، از صف بيرون بيا تا با هم صحبت كنيم.
ادامه دارد.....

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اسفند1389ساعت 9:35  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

مسجد ضرار و درس‌هايش/قسمت سوِّم و پایانی

چند نكته و درس‌هايی از ماجرای مسجد ضرار
شايد اين‌كه پيامبر قبل از رفتن به تبوك با آن‌ها مخالفت نكرد،‌ بدان جهت بود كه وضع كار آن‌ها برای مردم روشن‌تر شود. از طرف ديگر شايد نمی‌‌خواست فضای آرام مدينه در آن اوضاع و احوال دچار تشنج شود. با توجه به آياتی كه در اين‌باره نازل شده، معلوم می‌گردد كه منافقان با اين عملشان، در واقع می‌خواستند مقدمات نابودی پيامبر اسلام و دين او را فراهم كرده، در ميان صفوف مسلمانان ايجاد تفرقه كنند و كانونی جهت فعاليت‌های ضداسلامی خود فراهم نمايند.

منظور منافقان اين بود كه با اين عمل ضرر و زيانى به مسلمانان برسانند: ضِراراً. "ضرار" به معنى زيان رسانيدن تعمدى است، آن‌ها در واقع درست به عكس آنچه ادعا داشتند كه هدف‌شان تأمين منافع مسلمانان و كمك به بيماران و از كار افتادگان است، مى‌خواستند با اين مقدمات پيامبر اسلام را نابود و مسلمانان را در هم بكوبند و حتى اگر توفيق يابند نام اسلام را از صفحه‌ی جهان براندازند. هدف ديگر آنان تقويت مبانى كفر و بازگشت دادن مردم به وضع پيش از اسلام بود: كفْراً.

ايجاد تفرقه در ميان صفوف مسلمانان نيز هدف سوم منافقان بود كه قرآن به آن اشاره فرموده؛ زيرا با اجتماع گروهى در اين مسجد، مسجد قبا كه نزديك آن بود و يا مسجد پيامبر(ص) كه از آن فاصله داشت از رونق مى‌افتاد: تَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ.

آخرين هدف آن‌ها نيز اين بود كه مركز و كانونى براى كسى كه با خدا و پيامبرش از پيش مبارزه كرده بود و پيشينه‌ی سوء وی بر همگان روشن بود، بسازند تا از اين پايگاه نفاق، برنامه‌هاى خود را عملى سازند: إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ. عجيب اين است كه تمام اين اغراض سوء و اهداف شوم را در يك لباس زيبا و ظاهر فريبنده پيچيده بودند و سوگند ياد مى‌كردند كه ما جز نيكى قصد و نظر ديگرى نداشتيم: لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنى. گويا اين آئين منافقان در هر عصر و زمان است كه علاوه بر استتار در پرده‌هايی از ظواهر زيبا و نمادهای دينی، متوسل به انواع سوگندهاى دروغين براى منحرف ساختن افكار عمومى مى‌شوند.

قرآن اضافه مى‌كند: خداوندى كه از اسرار درون همه آگاه و غيب و شهود برايش يكسان است، گواهى مى‌دهد كه به‌طور مسلم آن‌ها دروغگو هستند: وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ. جالب اين‌جاست كه در اين بخش از آيه، انواع تأكيدها براى تكذيب منافقان به چشم مى‌خورد: جمله‌ی اسميه، كلمه‌ی "إنّ" و نيز لام تأكيد "لكاذبون". همچنين آوردن "كاذبون" به‌جاى فعل ماضى، دليل بر استمرار و ادامه‌ی دروغگويى آنان است. به اين ترتيب خداوند با شديدترين وجهى سوگندهاى غليظ و شديد آنان را تكذيب مى‌كند.

داستان مسجد ضِرار درسی است برای عموم مسلمانان در هر عصر و دورانی تا هرگز ظاهربين و سطحی‌نگر نباشند و فريب افراد به ظاهر حق به جانب را نخورند. نفاق و منافق در هر رنگ و لباسی ممكن است ظاهر شود؛ حتی در لباس طرفداری از قرآن و مسجد. مخالفان اسلام ممكن است در لباس دين بر ضد دين فعاليت كنند. موضوع اتحاد ميان مسلمانان به‌قدری اهميت دارد كه حتی اگر ساختن مسجدی در كنار مسجدی ديگر موجب تفرقه و پراكندگی مسلمانان گردد، مسجد تفرقه‌‌اندار، نامقدس است؛ ‌خانه‌ی خدا نيست، بلكه كانون شيطان است. 

منابع و مآخذ:

- تفسير نمونه، جلد 8، ص 1342
- سيره ابن هشام، ج 2، ص 530 
- بحارالانوار، ج 20، ص 253
www.tahoordanesh.com
www.tebyan.net
www.porsojoo.com
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اسفند1389ساعت 9:31  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

دفتر آیت الله علوی گرگانی در اطلاعیه‌ای اعلام کرد؛ تصاویر آیت الله علوی گرگانی با اشخاص مختلف دلیل

        دفتر آیت الله علوی گرگانی در اطلاعیه‌ای اعلام کرد؛ 
تصاویر آیت الله علوی گرگانی با اشخاص مختلف دلیل بر تایید آنها نیست 

خبرگزاری رسا ـ دفتر آیت الله علوی گرگانی با انتشار اطلاعیه‌ای بیان کرد؛ از آنجا که آیت الله علوی گرگانی ملاقات‌های متعددی با گروه‌ها و اشخاص مختلف دارد، تصاویر این عالم با اشخاص مختلف دلیل بر تایید آنها نیست.


به گزارش خبرگزاری رسا، دفتر آیت الله سیدعلی علوی گرگانی با انتشار اطلاعیه‌ای آورده است؛ «با توجه به خبرها و تصاویر دریافتی در چند روز اخیر مبنی بر سوء استفاده برخی اشخاص از عکس‌های گرفته شده توسط آنان با معظم له به استحضار عموم عزیزان میرساند که؛
از آنجائی که معظم له در طول ایام ملاقاتهای عمومی متعددی دارند و افراد مختلفی به دیدار ایشان می آیند و بعضا عکسهایی گرفته می شود و لذا انتشار این عکسها به معنای تائید یا ارتباط افرد با معظم له نمی باشد و هر کسی مسئول اعمال خود می باشد.»/916/د102/ع

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 14:45  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

ایرانیان می‌خواهند پرچم اسلام برافراشته شود(گفتگو دكتر محمد تیجانی سماوی)

ایرانیان می‌خواهند پرچم اسلام برافراشته شود

دكتر محمد تیجانی سماوی را بسیاری در ایران و جهان اسلام با كتاب «ثم اهتدیت» می‌شناسند؛ كتابی كه بسیار مورد علاقه و توجه خوانندگان از جمله رهبر انقلاب قرار گرفت. تیجانی خود دراین‌باره می‌گوید: «ایشان (رهبر انقلاب) كتاب «ثم اهتدیت» را ستایش نمودند و گفتند این كتاب، كتاب تو نیست بلكه نسیمی از بركات اهل بیت(ع) است.» به مناسبت هفته وحدت به سراغ این نویسنده و پژوهشگر مسائل اسلامی رفتیم تا درباره موضوع وحدت و مسائل جهان اسلام به گفت‌وگو بپردازیم:
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif ما در میان مذاهب اسلامی، نكات مشترك زیادی داریم كه با توجه به آن‌ها می‌توان به وحدت رسید. برای شروع گفت‌وگو دراین‌باره توضیح دهید.
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif در حقیقت بخش‌های مشترك فراوانی وجود دارد و اختلاف در تمام اصول دین و فروع دین بسیار اندك است، بلكه اختلاف تنها در یك اصل دیده می‌شود، اصلی كه بسیاری از علمای اهل تسنن نیز آن را ذكر كرده‌اند و آن اصل امامت است. شیعه، امامت را اصلی از اصول دین می‌داند اما اهل تسنن آن را نه به عنوان اصلی از اصول دین بلكه آن را به عنوان یك اصل سیاسی می‌پذیرند. در حالی كه شیعیان، امام را منصوب از جانب خداوند می‌دانند و آیات قرآن كریم را ناظر به همین مطلب می‌دانند.
در تونس بسیاری با من دشمن بودند. اما هنگامی كه حزب‌الله لبنان بر اسرائیل پیروز شد، از من عذرخواهی كردند و بیان داشتند كه گویی قرآن، هم‌اكنون نازل شده است؛ زیرا قرآن می‌فرماید: «و لینصرنّ الله من ینصره»

در بقیه‌ی مسائل مانند ایمان به خدا، نبوت حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله، قرآن كریم، قبله‌ی مشترك، حج و ... اختلافی وجود ندارد. البته در مسائل فقهی، اختلافات مطرح است چنانكه درون مذاهب چهارگانه اهل سنت نیز اختلافات وجود دارد و همین اختلاف فقهی در فقه شیعیان نیز دیده می‌شود. خلاصه آن‌كه مشتركات فراوان ما در اصول و فروع، درب‌های وحدت مسلمانان به شمار می‌رود و قرآن كریم نیز در آیه شریفه «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا
1» بر وحدت اسلامی تأكید دارد و اخوت اسلامی هم این اقتضا را دارد كه مسلمانان زیر بیرق دین بیایند.
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif اما می‌بینیم كه برای دست‌یابی مسلمانان به وحدت با وجود تمامی این نكات مشترك موانعی وجود دارد. این موانع را توضیح دهید. یكی از موانع، جهان استكبار به‌ویژه آمریكاست و این امر بر كسی پوشیده نیست. در گذشته توطئه و خیانت علیه مسلمانان در خفا و پشت پرده‌ها انجام می‌شد اما هم‌اكنون هیچ پرده و نقابی وجود ندارد. در این قضیه برخی از كشورها نیز به پیروی از آمریكا و در جهت دوستی و علاقه به آمریكایی‌ها، حقایق اسلام را دفن كرده و بسیاری از مسلمانانِ كم‌خِرد، جاهل و ضعیف‌الإراده را به خدمت در آورده و با حمایت همه‌جانبه از این افراد، آنان را به عنوان ابزاری برای جنگ با اسلام و مسلمین در می‌آورند. http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif علت این فتنه‌انگیزی آمریكا و نظام سلطه در كشورهای اسلامی را چیست؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif آمریكا و دولت‌های غربی از گذشته‌های دور دریافته‌اند كه تنها مانع زیاده‌خواهی و سلطه آن‌ها اسلام است و در همین راستا با ایران مخالفت می‌كنند. زیرا می‌بینیم كه ایران تنها كشور متصدی دفاع از حریم پیامبر(ص) در محكومیت كاریكاتورهای اهانت‌آمیز بود. در حالی كه برخی كشورها از خود واكنش نشان ندادند. بنابراین ایران اسلامی در خط مقدم دفاع از اسلام است. از سوی دیگر، آمریكا و اسرائیل به دنبال تكه‌تكه كردن مسلمانان هستند. گاهی به صراحت گفته‌ام كه اگر شما بر این باورید كه ایران فقط از شیعه حمایت می‌كند، سخت در اشتباهید؛ چراكه ایران از حماس هم -كه شیعه نیستند- حمایت می‌كند.

ایرانیان می‌خواهند پرچم اسلام برافراشته باشد نه شیعه و نه سنی، بلكه اسلام. این امر برای تمامی نخبگان سیاسی روشن است و به‌خاطر همین است كه آمریكا و اسرائیل دشمن سرسخت خود را ایران می‌دانند. آن‌ها به وضوح دریافته‌اند كه انقلاب اسلامی ایران، عامل حركت دیگر مسلمانان است. برای مثال امام خمینی(ره) جمعه آخر ماه رمضان را با این هدف كه مسئله فلسطین از ذهن مسلمانان پاك نشود و در جهت آزادی قدس تلاش نمایند، روز قدس نامیدند. این موضوع ضربه‌ای سنگین برای اسرائیل و آمریكا به‌شمار می‌رود.
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif دنیای استكبار برای فتنه‌انگیزی از چه حربه‌هایی بهره می‌بَرد؟ http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif اختلاف‌افكنی یكی از نقشه‌های استكبار است. برای مثال در لبنان بعد از ناكامی در جنگ‌های نظامی با حزب‌الله، این‌بار می‌خواهند چهره‌ حزب‌الله را با ایجاد درگیری‌های مذهبی میان شیعه و سنی مخدوش نمایند و برای این‌كه پیروان مذاهب مختلف در لبنان را به جان هم بیندازد، این‌طور تبلیغ می‌كنند كه سعد حریری نماینده اهل سنت و سیدحسن نصرالله نماینده شیعیان است. در حالی كه این‌گونه نیست و بسیاری از اهل سنت و حتی مسیحیان لبنان، جزو هم‌پیمانان جریان مقاومت به‌شمار می‌آیند. در حقیقت استكبار، با تمام توان به ایجاد فتنه در جامعه اسلامی همت می‌ورزد. در انتخابات اخیر در ایران هم دیدید كه نظام سلطه و به‌خصوص آمریكا، اسرائیل و انگلیس فتنه‌ای بزرگ را به پا كردند كه اگر فضل الهی، درایت علما و در رأس آنان رهبر معظم انقلاب نبود، نعوذبالله این انقلاب مورد تهدید واقع می‌شد. هدف آن‌ها در ایجاد فتنه سرنگونی حكومت و نظام جمهوری اسلامی بود اما ناكام ماندند زیرا «و یمكرون و یمكرالله و الله خیرالماكرین2»

می‌بنید كه در تونس انقلاب مردمی برپا شده است. ما در تونس در خفقان بودیم، كتب شیعی ممنوع بود، كتاب‌های من قدغن بود و این ممنوعیت از ناحیه وهابیت انجام می‌گرفت؛ به‌طوری كه وزیر كشور وقت تونس به صراحت به من گفت: «كتاب تو را ممنوع كردیم چراكه در آن به مذهب وهابیت تعرض شده و ما نمی‌خواهیم به‌خاطر تو روابطمان با عربستان تحت‌الشعاع  قرار بگیرد.» به همین دلیل در تونس بسیاری با من دشمن بودند. اما هنگامی كه حزب‌الله لبنان بر اسرائیل پیروز شد، از من عذرخواهی كردند و بیان داشتند كه گویی قرآن، هم‌اكنون نازل شده است؛ زیرا قرآن می‌فرماید: «و لینصرنّ الله من ینصره
3» آن‌ها می‌گفتند خداوند به این دلیل حزب‌الله را یاری كرد كه این گروه بر حق و حقیقت است. شصت سال اعراب و سایر مسلمانان نتوانستند رژیم صهیونیستی را شكست دهند، اما حزب‌الله با نیروی ایمان و بدون تانك و هواپیما بر رژیم صهیونیستی غالب آمد. حزب‌الله نه تنها بر صهیونیست‌ها بلكه بر آمریكا و نظام سلطه و حتی برخی كشورهای عربی فائق شد.
اگر ولایت فقیه را به خوبی تبیین كنیم، نه تنها شیعیان، بلكه از اهل تسنن نیز آن را می‌پذیرند. جالب است بدانید كه برخی از آن‌ها، امام و رهبر خود را آیت‌الله خامنه‌ای می‌دانند. هنگامی كه علت این امر را می‌پرسی در جواب می‌گویند كه كسی جز او در برابر اسرائیل نایستاده است؛ حال چه واسطه‌ی نبرد، حزب‌الله باشد چه حماس.

برخی كشورهای عربی كه ژنرال اسرائیلی آنان را رسوا كرد، از این رژیم حمایت كردند. این ژنرال اسرائیلی تصریح كرد كه ما به مدت شش روز نمی‌توانستیم به درون جبهه‌های حزب‌الله نفوذ كنیم اما یكی از كشورهای عربی به ما گفت به جنگ ادامه دهید و ما تمام هزینه‌های آن را می‌پردازیم. این رسوایی را ببینید. این جنگ باعث كشف حقایق شد، كشف كشورهایی كه آمریكا در فرهنگ خود، از آن‌ها به عنوان كشورهای معتدل! یاد می‌كند. زیرا آمریكا كشورها را به دو دسته تقسیم كرده است: 1) كشورهای مقاومت‌كننده در برابر اسرائیل 2) كشورهای معتدل. كشورهای معتدل در نگاه آمریكا كشورهایی هستند كه موافق جنگ با اسرائیل نیستند و به برگشت فلسطینیان به دیار خود رضایت نمی‌دهند. این دو جبهه در جهان وجود دارند كه نماینده‌ جبهه مقاومت، رهبر معظم انقلاب است.

سیدحسن نصر‌الله جمله بسیار زیبایی دارد. او می‌گوید: «الحمدالله كه آمریكا ما را در لیست سیاه خود قرار داده است و ما را تروریست می‌خواند. این برای ما شرافت و بزرگی است. اما اگر روزی شنیدید كه آمریكا ما را مدح و ستایش می‌كند باید در ما شك كنید.» بنابراین طبیعی است كه آمریكایی‌ها به ایران و حزب‌الله اهانت كنند زیرا تنها مانع بر سر راه آنان و استخوانی در گلوی آن‌هاست.

آن‌ها برای فتنه‌انگیزی و تسلط بر كشورهای اسلامی از روش‌های اقتصادی نیز بهره می‌گیرند و در همین راستا پس از انقلاب اسلامی، محاصره اقتصادی علیه ایران را به راه انداختند. به فشارهای اقتصادی استكبار در كشورهای دیگر بنگرید. در همین تونس و اردن این‌گونه بوده است. استكبار می‌خواهد كه مردم گرسنه بمانند و همچون حكومت مصر گردند كه هیچ حركتی در برابر آن‌ها نداشت. مصر از آمریكا اعانه دریافت می‌كرد و نان‌خور آن‌ها بود.

آمریكایی‌ها از یك‌سو طوری برنامه‌ریزی می‌كنند كه كشورهای اسلامی عقب‌مانده و محتاج باشند و از سوی دیگر نان‌خور آنها شوند. در قضیه لبنان نیز آمریكا به دنبال ایجاد این حالت ترس در مردم است. مثلاً در اذهان این‌گونه القاء می‌كرد كه اگر حریری از حكومت خارج شود شما را گرسنه نگه می‌داریم  و شما را مانند غزه محاصره می‌كنیم و می‌خواهند از این طریق مردم را بترسانند. البته این روش‌های شیطانی استكبار، إن‌شاءالله ناكام خواهد ماند و حقیقت حاكم می‌گردد و وعده الهی محقق خواهد شد.
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif نقش جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب را در تحقق وحدت اسلامی چگونه می‌بینید؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif جمهوری اسلامی ایران و رهبر آن آیت‌الله خامنه‌ای همواره بر وحدت اسلامی تأكید كرده‌اند. ایشان به عنوان رهبر امت اسلامی و مرجعی از مراجع دینی، مورد احترام بسیاری از اهل سنت هستند. زیرا ایشان انسان معتدلی هستند و مسلمانان را به توحید كلمه فرا می‌خوانند و با حمایت‌های ایشان، سالانه كنفرانس وحدت در تهران برگزار می‌شود. این امر دلیل محكم و نشانه خوبی است كه جمهوری اسلامی و رهبر آن، مسلمانان را به وحدت دعوت می‌كند. این دعوت راستین، برای از میان برداشتن فتنه، آشوب و ایستادن در برابر مستكبران، مستعمران و دعوت‌كنندگان به تفرقه و جدایی است.

برای بررسی نقش آیت‌الله خامنه‌ای در جهان اسلام باید به خاستگاه اندیشه‌ ولایت فقیه توجه شود. اگر اندیشه ولایت فقیه، به شكل صحیح و بدون خدشه و با مفهوم درست تبیین شود، تمامی شیعیان آن را می‌پذیرند زیرا این اندیشه، شیعیان را به وحدت كلمه و مرجعیت واحده سوق می‌دهد و بدین واسطه، ظرفیت‌های شیعیان به‌طور پراكنده به هدر نمی‌رود. ولایت واحده یك اصل اسلامی است و ولایت‌های متفرقه چیزی جز تشتت و تفرقه به ارمغان نمی‌آورد. رسول خدا(ص) و ائمه‌ معصومین علیهم‌السلام نیز ولایت واحده داشتند و امت اسلامی باید زیر بیرق یگانه‌ای درآید كه نابودی مسلمانان از تفرقه و تشتت است. قرآن كریم می‌فرماید: «انّ هذه امتكم أمة واحدة و أنا ربكم فاعبدون
4»، پس چرا ما تا این حد تفرقه داشته باشیم؟

حتی به نظرم اگر ولایت فقیه را به خوبی تبیین كنیم، نه تنها شیعیان، بلكه از اهل تسنن نیز آن را می‌پذیرند. جالب است بدانید كه برخی از آن‌ها، امام و رهبر خود را آیت‌الله خامنه‌ای می‌دانند و ایشان را مقتدای خود معرفی می‌كنند. هنگامی كه علت این امر را می‌پرسی در جواب می‌گویند كه كسی جز او در برابر اسرائیل نایستاده است؛ حال چه واسطه‌ی نبرد، حزب‌الله باشد چه حماس. می‌گویند كه سرطان و مرض ما تنها اسرائیل است و او در برابر این رژیم غاصب ایستاده است. برخی مسلمانان با این كه شیعه نیستند اما حق و حقیقت را مشاهده و اعتراف می‌كنند كه عاشق و دوستدار آقای خامنه‌ای هستند و خود را پیرو ایشان می‌دانند، به‌گونه‌ای كه هرچه بگوید عمل می‌كنند و ایشان را مدافع اسلام می‌دانند.
ایرانیان می‌خواهند پرچم اسلام برافراشته باشد نه شیعه و نه سنی، بلكه اسلام. این امر برای تمامی نخبگان سیاسی روشن است و به‌خاطر همین است كه آمریكا و اسرائیل دشمن سرسخت خود را ایران می‌دانند.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif برای اولین‌بار چگونه با رهبر معظم انقلاب آشنا شدید؟ http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif اولین‌بار در زمان ریاست جمهوری ایشان و به واسطه‌ی آقای سیدهادی خامنه‌ای -برادر رهبر انقلاب- در پاریس و به مناسبت برگزاری كنفرانس حج آشنا شدم. پس از این‌كه ایشان جانشین امام خمینی(ره) شدند، آشنایی‌ام بیشتر شد. ایشان مرا به خانه خود دعوت كردند و در آن‌جا ملاقاتی با هم داشتیم. من جریان این ملاقات را در كتاب «فسیروا فی الارض» و در بخش «الرحلة الایرانیة» آورده‌ام. ایشان در آن دیدار، كتاب «ثم اهتدیت» را ستایش نمودند و گفتند این كتاب، كتاب تو نیست بلكه نسیمی از بركات اهل بیت(ع) است. بعد از آن نیز چهار یا پنج بار با ایشان ملاقات داشتم.

البته ایشان در مواردی نیز از من حمایت كرده‌اند. برای مثال هنگامی كه وزیر آموزش اردن به من اهانت كرد، رهبر معظم سخنان او را رد كرد و من خدا را ستایش می‌كنم كه رهبری ایران از من دفاع كردند. من كسی نیستم كه بخواهم مسلمانان را از هم جدا كنم بلكه به دنبال وحدت اسلام هستم. من فقط می‌خواهم به برادران اهل تسنن بگویم كه شما به برادران شیعه‌ نگاه نادرستی می‌كنید؛ پس چشمان خود را به حقیقت باز كنید. به آن‌ها می‌گویم كه من نیز مانند شما بودم و شما را سرزنش نمی‌كنم. چراكه شما به حقیقت آگاه نیستید و اگر حقیقت را بشناسید هم چون من از اهل بیت(ع) تبعیت می‌كنید.
پی‌نوشت:
1. سوره آل عمران، آیه 103
2. سوره انفال، آیه 30
3. سوره حج، آیه 40
4. سوره انبیاء، آیه 92

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 14:43  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان نظام درروز میلاد پیامبر(ص)

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

2/12/1389

تبريك عرض ميكنم ميلاد مسعود پيامبر اعظم حضرت محمدبن‌عبداللَّه و همچنين ولادت باسعادت فرزند گرامى آن بزرگوار، حضرت جعفربن‌محمدالصادق (عليه الصّلاة و السّلام) را به شما حضار گرامى، ميهمانان عزيز اين مجلس، و همچنين به همه‌ى ملت بزرگ ايران و به امت عظيم اسلامى و به همه‌ى حق‌خواهان و آزادى‌طلبان عالم.

ولادت نبى مكرم، سرآغاز يك فجر درخشانى در زندگى بشر بود. با اين ولادت، بشارتهاى الهى به چشم مردم آن دوران آمد. كنگره‌ى كاخهاى پادشاهان ظلم ويران شد، آتشكده‌ها خاموش شد، مقدسات پوشالى و خرافى، به قدرت الهى در مناطق مختلفى از عالم از ميان رفت. اين ولادت مقدمه‌ى بعثت بود و اين بعثت براى همه‌ى جهانيان رحمت بود؛ همچنان كه فرمود: «و ما ارسلناك الّا رحمة للعالمين».(1) همه‌ى عالم از بركات اين وجود مقدس بهره‌مند شده‌اند و خواهند شد. آنچه از ترقيات بشر، پيشرفتهاى علمى، آگاهى‌هاى گوناگون، كشفيات عظيمى كه در عالم به وجود آمده است، به بركت ظهور نور اسلام در آن برهه‌ى عجيب تاريخى است. و اين نعمت در اختيار مردم قرار داده شد. اگر بشر آگاهى بيشترى ميداشت، معرفت عميق‌ترى ميداشت و پيامبر را ميشناخت و اسلام را ميشناخت و پيام او را ميدانست، امروز صفحه‌ى تاريخ بشر، صفحه‌ى ديگرى بود. جهل ما انسانها، كوته‌بينى ما انسانها، ما را عقب انداخته است. يقيناً هرچه تاريخ جلو برود و هرچه معرفت انسانها و ظرفيت انسانها براى فهميدن بيشتر شود، اين خورشيد متلألئ بيشتر خود را نشان خواهد داد؛ بهره‌مندى از اين نور حيات و زندگى، بيشتر خواهد شد. و ما امروز نشانه‌هاى اين را داريم مشاهده ميكنيم.

 امروز دنيا در زير بار سنگين تحميلات ناشى از تمدن مادى به ستوه آمده است و دنبال راه نجاتى ميگردد. آنچه كه شما امروز از بيدارى اسلامى در برخى از كشورهاى اسلامى مثل مصر و تونس ملاحظه ميكنيد، يك نشانه و نمونه‌اى از به‌ستوه‌آمدگى بشريت است. وقتى شياطين بر زندگى مردم غالب ميشوند - كه شياطين انس از شياطين جن خطرناك‌ترند - مستكبران عالم كه در زندگى اجتماعى مردم، زندگى خصوصى مردم، در اقتصاد مردم، در فهم و بينش مردم دخالت ميكنند و آنها را به راه‌هاى بيراهه ميكشانند، زندگى فضاى تاريك پيدا ميكند و اين فضاى سنگين و تاريك با فطرت انسانها ناسازگار است و بالاخره فطرت انسان بيدار ميشود؛ اين آن چيزى است كه امروز دارد در دنيا اتفاق مى‌افتد. دنياى غرب هم كه اسير چرخ و پر تسلط قدرت مادى است، امروز به ستوه آمده است. ما مسلمانها اگر ميتوانستيم اسلام را درست معرفى كنيم، اگر ميتوانستيم رفتار خودمان را منطبق با اسلام كنيم، مطمئن باشيد دنيا به اسلام يك گرايش همگانى و عمومى پيدا ميكرد. ضعف در ماست، اشكال در ماست و ما اولين مخاطبان قرآن و پيام پيغمبر هستيم. بايستى خود را اصلاح كنيم، بايد خود را درست كنيم.

 امروز به بركت اسلام ملتها بيدار شده‌اند؛ اين بيدارى را در سطح دنياى اسلام انسان ميتواند مشاهده كند. اولين اثر اين بيدارى، ابراز بيزارى از حضور مستكبرين در اين منطقه است. آمريكائى‌ها، سياستهاى آمريكائى، با تبليغات فراوان تلاش ميكنند كه خود را از تيررس حركت عظيم مردم كه امروز در بعضى از كشورهاى اسلامى مشاهده ميشود، دور نگه دارند؛ ليكن اين ممكن نيست. اين حركتها در درجه‌ى اول، عليه سلطه‌ى استكبار بر اين منطقه است. آن چيزى كه ملتها را تحقير كرده است، سلطه‌ى استكبار است؛ آن چيزى كه موجب شده است ملتهاى مسلمان با يكديگر دست برادرى ندهند، يكديگر را فهم نكنند، نيروهاى خود را بر روى هم نگذارند و امت اسلامى به معناى واقعى شكل پيدا نكند، دسائس و دخالتهاى استكبار در اين منطقه است؛ اين بايد جمع شود. ملتها بايد از دخالت و تسلط استكبار خلاص شوند و نجات پيدا كنند؛ اين كليدِ حل مشكلات اين منطقه است. گرفتارى‌هاى مردم و ملتها، گرفتارى‌هاى دولتها - دولتهائى كه با مردم خودشان، با ملتهاى خودشان فاصله پيدا كردند - به خاطر حضور قدرتهاى مستكبر و در رأس آنها آمريكاست. علاج مشكلات اين منطقه به اين است كه ملتها به خود بيايند، دولتها به خود بيايند؛ شيطان بزرگ را از دخالت و تصرف در سرنوشت ملتهاى خودشان كنار بگذارند و دور كنند.

 سياستهاى خاورميانه‌اى آمريكا در اين منطقه، موجب مخالفت ملتها با دولتهاى خودشان شده است؛ بين ملتها و دولتها شكاف افتاده است. اگر چنانچه ملتها با دولتها همراه باشند، هيچ قدرتى قادر نيست بر كشورها تسلط پيدا كند؛ هيچ قدرتى نميتواند در مقابل ملتها مقاومت كند. آنچه امروز در بعضى از كشورهاى اسلامى اتفاق افتاده است، حضور ملتها در منطقه است، در صحنه‌ى مبارزه است، در ميدان مبارزه است. وقتى ملتها در صحنه حاضر ميشوند، تيغ قدرتها كُند ميشود. قدرتها نميتوانند به ملتها زور بگويند. افرادى را از نزديكان خودشان، كسانى را از مزدوران خودشان بر مردم مسلط ميكنند، آنها به مردم زور ميگويند. ملتها وقتى آمدند توى صحنه، پشت دولتها محكم ميشود؛ اگر با ملتهاى خودشان همراه باشند. اين، علاج مشكلات اين منطقه است.

 امروز دولت جعلى صهيونيستى در اين منطقه مثل يك غده‌ى سرطانى است كه منطقه را دچار بيمارى و آفت كرده است. همه‌ى سعى استكبار اين است كه اين غده‌ى سرطانى را در منطقه حفظ كند. وجود اين غده‌ى سرطانى در اين منطقه، مايه‌ى جنگ و اختلاف و دودستگى و سياستهاى غلط در اين منطقه شده است. براى اينكه اين را نگه دارند و پايگاه خودشان را در منطقه حفظ كنند، همه‌ى توان خودشان را به كار ميبرند. اين همان چيزى است كه امروز آثار و نتائج آن را مشاهده ميكنيم و آن، عكس‌العمل ملتهاست. ملتها وقتى بيدار شدند، اين وضعيت را تحمل نميكنند.

 ما معتقديم حركتهائى كه امروز در بعضى از كشورهاى اسلامى مشاهده ميشود، عكس‌العمل و واكنش ملتهاست به تحقير طولانى‌اى كه قدرتهاى استكبارى نسبت به اينها روا داشته‌اند. امروز فرصتى پيدا كرده‌اند، آمده‌اند توى ميدان.

 وظيفه‌ى عالمان دين، نخبگان سياسى، نخبگان علمى و دانشگاهى خيلى سنگين است. امروز مردم در اين كشورها احتياج دارند به هدايت اين نخبگان؛ چه نخبگان سياسى، چه نخبگان علمى، چه دانشگاهى و چه دينى. وظيفه‌ى سنگينى بر عهده‌ى اينهاست. اينها بايد نگذارند دستگاه استكبار با وسائل گوناگونى كه دارد، اين حركت عظيم ملتها را مصادره كند، قيام مردم را از آنها سرقت كند؛ بايد مراقب باشند. اينها بايد مردم را به سمت اهداف عاليه‌اى كه براى هر كشورى اين اهداف، اهداف و آرمانهاى والاست، هدايت كنند. اگر اين شد، آينده‌ى اين منطقه، آينده‌ى روشنى است؛ آينده‌ى امت اسلامى، آينده‌ى روشنى خواهد بود.

 ما در دنيا يك ميليارد و نيم جمعيتيم و در حساس‌ترين نقاط از لحاظ موقعيت سوق‌الجيشى، از لحاظ امكانات طبيعى و منابع زيرزمينى قرار گرفتيم؛ اما ديگران بر ما حكومت ميكنند، ديگران دارند سرنوشت ما را معين ميكنند، نفت ما را ديگران تكليفش را معين ميكنند، ديگران براى حكومتهاى ما تكليف معين ميكنند. اين وضعيت بايد دگرگون شود و بلاشك دگرگون خواهد شد؛ كه امروز نشانه‌هاى آن ديده ميشود. اين همان بيدارى اسلامى است به بركت اسلام.

 اسلام پيروان خود را اينجور تربيت ميكند: «و الّذين معه اشدّاء على الكفّار رحماء بينهم تريهم ركّعا سجّدا يبتغون فضلا من اللَّه و رضوانا سيماهم فى وجوههم من اثر السّجود»؛(2) اينها نشانه‌هاى امت اسلامى است. اينها آن معنويتى است كه در آنها وجود دارد؛ آن توكل، آن توجه به خدا، آن تذكر، آن خضوع در مقابل پروردگار. اين، خاصيت پرورش انسان مسلمان و مؤمن است. اسلام اينجور انسانى پرورش ميدهد: در مقابل خداى متعال، خاضع؛ با برادران ايمانى، رحيم، مهربان؛ اخوت اسلامى، برقرار؛ اما در مقابل مستكبران، در مقابل ظالمان، مثل كوهِ استوار مى‌ايستند؛ «و مثلهم فى الانجيل كزرع اخرج شطئه فأزره فاستغلظ فاستوى على سوقه».(3) اين، همان مراحل رشد امت اسلامى است؛ سر ميزند، رشد ميكند، بالندگى پيدا ميكند، مستحكم ميشود. «يعجب الزّرّاع»؛(4) خود آن كسانى كه اين زمينه را فراهم كردند، به شگفت مى‌آيند. اين دست قدرت الهى است كه اينجور انسانها را رشد ميدهد. «ليغيظ بهم الكفّار»؛(5) دشمن مستكبر وقتى به اين انسان مسلمانِ تربيت شده‌ى باليده‌ى در دامان اسلام نگاه ميكند، معلوم است كه به خشم مى‌آيد و ناراحت ميشود. ما بايد اينجورى عمل كنيم. خود را بسازيم. خود را با قرآن تطبيق دهيم. اخلاق خود را، رفتار خود را، با دوستان، با معارضان و معاندان، با مستكبران، طبق برنامه‌ى قرآن تنظيم كنيم. خداوند متعال وعده كرده است كه به افرادى كه اينجور حركت كنند، پاداش خواهد داد، اجر خواهد داد. اين اجر، هم در دنياست، هم در آخرت. در دنيا عزت است، برخوردارى از زيبائى‌ها و تمتعات الهى در اين عالم است - كه براى انسانها فراهم كرده است - در آخرت هم رضوان الهى و بهشت الهى است.

 اين راهى است كه شما ملت عزيز ايران در پيش گرفتيد، دنبال ميكنيد، حركت ميكنيد و به توفيق الهى اين راه را ادامه خواهيد داد و اين راهى است كه خوشبختانه امروز مشاهده ميكنيم ملتهاى مسلمان در گوشه و كنار جهان اسلام، بتدريج و آرام آرام دارند به اين سمت حركت ميكنند. خداى متعال فرموده است: «و العاقبة للمتّقين».(6) اگر چنانچه اين تقوا را ما شيوه‌ى عمل خودمان قرار بدهيم، مسلّم عاقبت و سرانجام كار، متعلق به امت اسلامى خواهد بود و اين آينده به اميد خدا چندان دور نيست.

 اميدوارم خداوند متعال به همه‌ى ملتهاى مسلمان، به امت اسلامى، بخصوص به نخبگان و اثرگذارانِ اين امت اين توفيق را بدهد كه بتوانند از بركات وجود پيغمبر و تعاليم قرآن حداكثر بهره را ببرند. از خداى متعال ميخواهيم رحمت واسعه‌ى خود را بر امام بزرگوارمان كه اين راه را او در مقابل ما باز كرد و بر شهداى عزيزى كه در اين راه جان خودشان را فدا كردند، نازل فرمايد.

    و السّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

1) انبياء: 107
2) فتح: 29
3) همان‌
4) همان‌
5) همان‌
6) اعراف: 128

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 14:41  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

صداي آمريكا و 95 سايت وابسته توسط ارتش سايبري ايران هك شد

در واكنش به دروغ‌پردازي و فتنه‌گري سايت‌هاي ضدانقلاب؛
صداي آمريكا و 95 سايت وابسته توسط ارتش سايبري ايران هك شد

خبرگزاري فارس: ارتش سايبري ايران سايت صداي آمريكا و تمام سايت‌هاي زيرمجموعه اين سايت را هك كرد.


به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، ارتش سايبري ايران در پاسخ به دروغ‌پردازي‌هاي رسانه‌هاي حامي جريان فتنه، سايت صداي آمريكا و تمامي سايت‌هاي وابسته به اين سايت را هك كرده‌ است. 

صداي آمريكا وابسته به سازمان‌هاي جاسوسي آمريكا است كه ارتش سايبري ايران آن را تصرف كرده ‌است. 

مخاطبان اين سايت جاسوسي پس از مراجعه به اين سايت با آرم ارتش سايبري ايران و جمله "ثابت كرده‌ايم كه مي‌توانيم " مواجه مي‌شوند. 

علاوه بر آدرس اصلي صداي آمريكا، 95 سايت‌ وابسته به اين سايت نيز توسط ارتش سايبري ايران هك شده‌اند. 

براساس گزارش فارس، ارتش سايبري متن قابله ملاحظه‌اي را در اين سايت خطاب به كيلينتون وزير سياست خارجي آمريكا قرار داده‌اند كه متن آن به شرح زير است: 
خانم كلينتوم مي خواهي صداي ملت هاي مظلوم را بشنوي؟ 
ملت هاي اسلامي ديگر حيله‌گري‌هاي آمريكا را باور نمي‌كنند، ما از شما مي خواهيم كه به دخالت در كشورهاي اسلامي ادامه ندهي. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 14:14  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

عزت‌الله سحابی؛ قبل و بعد از انتخابات 88_____بخش دوّم

عزت‌الله سحابی؛ قبل و بعد از انتخابات 88_____بخش اوّل  http://simayefarzanegan1.blogfa.com/post-8.aspx

انتقاد از بازگشت به سوی مردم و نظام

ب ـ « در این سوی صف نیز اگر بسیاری از شما به نقد بزرگان اصلاحات به خاطر فرصت‌سوزی و کوتاه آمدن و یا به اصطلاح راست‌روی در «حرکت از بالا»ی اصلاحات می‌پردازید، در «حرکت از پایین» نیز هرگونه چپ‌روی می‌تواند آثار مشابهی در ناتمام و ناکام گذاشتن حرکات و مبارزات داشته باشد.»

به نظر میرسد وی در این قسمت از نامه خود از بازگشت سران فتنه به سمت مردم و نظام تلویحا ابراز نگرانی و اعتراض میکند و از آن به عنوان « فرصت‌سوزی »٬« کوتاه آمدن » و « راست‌روی »یاد میکند و آن را نوعی تفریط میداند که در مقابل افراط٬یعنی خشونت آشوبگران در خیابانها قرار دارد.

 

نظریه‌پردازی برای سران فتنه

ج ـ سحابی در ابتدای نامه خود میگوید:«همان طور که به آقای خاتمی نیز عرض کرده‌ام اولویت اولم «ایران» است نه مسئله نظام و حاکمیت غالب» این در حالی است که وی در مصاحبه که با خبرگزاری فارس داشته است و پیش از این به قسمتهایی از آن اشاره شد میگوید«حتی اگر سی مرتبه هم شکست بخوریم شاید مرتبه سی و یکم پیروز باشیم. به هیچ وجه، تحریم انتخابات و یا قهر با آن را شایسته نمی‌دانم» و یا « بارها گفته‌ایم که به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران وفاداریم و به آن اعتقاد داریم به جز چند مورد. من برانداز نظام نیستم نه به دلیل اینکه در نظام هیچ اشکالی نمی‌بینم بلکه به این خاطر که اندک فتوری در اقتدار حکومتی ایران باعث آشوب و بلوا از اطراف و اکناف می‌شود. تنوع قومی موجود در ایران به گونه‌ای است که نبود یک حکومت مرکزی مقتدر باعث هرج و مرج در کشور می‌شود. فروپاشی و یا تضعیف حکومت مرکزی مساوی است با فروپاشی ایران و ما از این منظر، شدیداً مخالف تضعیف پایه‌های حکومت هستیم.

اما شخصاً هر چند دیدگاه خاص خودم را در مورد اصل ولایت فقیه اعتقاد دارم اما به آن التزام دارم چون یکی از این اصول قانون اساسی است.» و یا از همه مهمتر اینکه « بنده عرض می‌کنم که ایران در حکم یک ظرف است که محتوای آن می‌تواند مذهب باشد، مارکسیسم باشد، لیبرالیسم باشد و یا هر چیز دیگری. این ظرف اگر نباشد و یا سست باشد هر محتوایی داشته باشد پخش هواست. لذا من با آنکه هیچ وقت ناسیونالیست نبوده‌ام اما ایران را یک ظرف می‌دانم که اگر نباشد و یا ضعیف باشد همه بر آن مسلط می‌شوند؛ ایران را به مذهب اولویت می‌دهم. مذهبم را هم تا به حالا حفظ کرده‌ام و قلم‌زدن‌های من بیشتر در زمینه مذهب است.»

 

این درحالی است که او دغدغه اول خود را در گفتگو با خاتمی، مسئله ایران میداند و نه مذهب. چرا که در جایی دیگر با اذعان به متکثر بودن جریان انحرافی سبز و به قول خود او « جنبش سبز مانند خود جامعه ایران، پدیده متکثری است و در آن از افراد شدیدا مذهبی تا افراد شدیدا غیرمذهبی حضور دارند. آنها می‌توانند در عرصه بحث و نظر، هر یک عقیده خود را داشته باشند، اما در عرصه عمل سیاسی آنها باید موجودیت یکدیگر را به رسمیت بشناسند و به عقاید هم احترام بگذارند.» آیا این به معنای پلورالیزم دینی و رسوخ آن در میان مردم نیست؟آیا یک فرد دیندار و مذهبی باید با یک فرد بی دین و غیر مذهبی در سیاست یک نظر باشد و مذهب و اعتقاد خود را فدای یکی شدن با یک غیر مذهبی کند؟ یعنی یک فرد مذهبی باید در کنار یک سلطنت‌طلب و یک ملی گرا و چند تروریست فراری قرار گیرد؟

عزت‌الله سحابی؛ قبل و بعد از انتخابات 88_____بخش اوّل  http://simayefarzanegan1.blogfa.com/post-8.aspx


ادامه دارد....

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 14:8  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

اینترنت بستری برای جنگ نرم/قسمت دوّم

اینترنت بستری برای جنگ نرم/قسمت اوّل  http://www.simayefarzanegan1.blogfa.com/post-9.aspx

برای بحث در چرایی و چگونگی کاربرد روزافزون فضای سایبر در جنگ نرم لازم است به تعریف و تشریح مختصات این محیط پرداخته شود تا از محتوای بحث، الگوی عمل براندازی نرم با مختصات و شرایط خاص فکری و فرهنگی به دست آید.
ابعادی متفاوت
جنگ نرم به دلیل ماهیت خود و عدم نیاز به ابزارهای فیزیکی به دنبال آن است که در مسافت های دورتری از مراکز طراحی کننده به اجرا درآید. جهانی و فرامرزی بودن فضای سایبر امکان های مورد نیاز را به آسانی در اختیار طراحان جنگ نرم قرار می دهد و با فراهم شدن بسترهای فکری-فرهنگی، اهداف مورد نظر، از سوی جریان های درون جامعه هدف دنبال می شود.
میسر بودن ارتباط دوطرفه نیز ابزارهای عملیاتی را در خدمت طراحان و رهبران مراکز مورد نظر درمی آورد و در موقعیت های حساس که امکان حضور و هدایت مستقیم میدانی حوادث از براندازان سلب می شود؛ عناصر حاضر در صحنه نقش رسانه های عملیات را بازی می کنند. "ما همه رسانه ایم؛ شعاری است که دقیقا برگرفته از این الگو در حوادث اخیر مدام طرح می شد."
از سوی دیگر جنگ نرم به عناصر و سربازان میدانی نیاز دارد که از جنس مخاطبان جامعه هدف باشند. این عناصر باید برای خود یک هویت خاص قایل باشند تا بتوانند هدایت روند درگیری را بر عهده گیرند و در شرایط کنونی امکان دسترسی به فضای مجازی به دلیل دراختیار گذاشتن لحظه ای حجم وسیعی از اخبار، اطلاعات و تسهیل ارتباط چنین هویت کاذبی را به راحتی در میان بخشی از صحنه گردانان حوادث ایجاد می نماید.
مباحث مورد نظر نشان دهنده ظرفیت بالا و استثنایی فضای مجازی برای هدایت جنگ نرم است. به ویژه نبود بسیاری از قیود و محدودیت ها که برای سایر اقسام رسانه ای وجود دارد، در محیط مجازی گستره فعالیت در این فضا را برای اهداف و انگیزه های امنیتی و سیاسی افزایش می دهد.
این مجموعه شرایط است که امروزه هوس بهره گیری از این فضا را برای غلبه بر دیگر ملت ها در میان مراکز قدرت جهانی ایجاد می نماید. حوادث چندماه اخیر ایران را باید یک میدان آزمون برای کاربرد فضای مجازی در عملیات روانی و جنگ نرم دانست.
فضای جدید
فضای سایبر، محیط الکترونیکی واقعی است که ارتباط انسانی را به شیوه ای سریع، فراجغرافیایی و با ابزارهای خاص مستقیم و زنده میسر می سازد. به عبارتی، تئوری پیوند (ادغام) مکان در زمان، یا تبدیل جهان جغرافیایی به دهکده جهانی، به صورت واقعی با رشد و گسترش فضای مجازی اتفاق افتاد. این فضا و محیط که بسیاری از ویژگی های دوران فلسفی پساندرن را درخود دارد، موقعیت ها و شاخصه های بالقوه ای است که وجه جداسازی آن با سایر ابزارهای رسانه ای و اطلاع رسانی است.
1-    جهانی و فرامرزی بودن: ویژگی منحصر به فردی که فضای سایبر را از دیگر رسانه ها جدا می سازد، همین برد جهانی است. این جهانی بودن با ارسال گستره امواج ماهواره ای از یک نقطه خاص به سراسر جهان متفاوت است. علاوه بر محدودیت های خاص امواج ماهواره ای در مناطق مختلف و مشکلات فنی و محیطی آن، برنامه های ماهواره ای در یک نقطه مخصوص تولید و سپس انتشار می یابد. در حالی که در محیط مجازی اینترنت، امکان تولید جهانی فراهم است.

ادامه دارد......

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 10:41  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

یک منافق در حوالی خیابان ولی عصر دستگیر شد.


به گزارش خبرنگار جهان دقایقی پیش یک منافق مسلح در حوالی خیابانهای ولی عصر دستگیر شد.

امروز خبری منتشر شد مبنی بر اینکه منافقين با همكاري فتنه‌گران قصد دارند سناريوي "تجمعات جزيره‌اي و كوچك اما با سطح خشونت بالا و انبوه‌سازي در كشته‌ها با اقدام مسلحانه " را در دستور كار خود قرار دهند.

پس از شكست سناريوي آشوب آمريكايي و اسرائيلي در هفته گذشته، و با توجه به برخي فراخوان‌هاي جديد فتنه‌گران خارج‌نشين، گروهك تروريستي منافقين قصد دارد كه امروز از اقدام مسلحانه عليه نظام بهره بگيرد.

بر اين اساس برخي تيم‌هاي جديد منافقين در روزهاي گذشته وارد كشور شده و تصميم‌ دارند در صورت هرگونه تجمع احتمالي به منظور كشته‌‌سازي و با هدف ايجاد جو آشوب و خشونت، تعدادي از هموطنانمان را به شهادت برسانند.

اين گروهك كه در اغتشاشات روز ۲۵ بهمن با تيراندازي مستقيم ۲ نفر از هموطنانمان را به شهادت رسانده و ۵ تن ديگر را به شدت مجروح كردند، اين بار در نظر دارند با انبوه‌سازي كشته‌شدگان، هدف خود براي ايجاد آشوب در كشور را پيش ببرند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اسفند1389ساعت 18:8  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

دستگیری دو تیم ترور منافقین در میدان ونک

به گزارش«جوان آنلاین»،همانگونه که پیش از این رسانه ها به نقل از مقامات امنیتی اعلام کرده بودند ، گروهک تروریستی منافقین قصد داشت امروز با نفوذ دادن تیم های ترور خود ، سناریوی "تجمعات جزیره‌ای و کوچک اما با سطح خشونت بالا و انبوه‌سازی در کشته‌ها با اقدام مسلحانه " را محقق سازد اما با عدم اقبال مردم و بی توجهی آنان به سناریوی تکرار آشوب اسرائیلی در اول اسفند ماه ، ای سناریوی گروهک منافقین با شکست مواجه شد.

گزارش دریافتی خبرنگار ما حاکی است ، با تنها ماندن گروهک منافقین ، نیروهای امنتتی با اشراف بیشتری تحرکات آن ها را رصد کرده و در همین راستا لحظاتی پیش دو تیم ترور منافقین که مجهز به سلاح گرم و مواد منفجره بودند در میدان ونک توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند.

شایان ذکر است در آشوب اسرائیلی ۲۵ بهمن ، تیم های ترور گروهک منافقین که از طریق اردشیر امیرارجمند مشاور فراری میرحسین موسوی با فتنه سبز هماهنگی دارند ، با شلیک مستقیم به مردم و عابران پیاده ، دو تن را شهید و چند تن از عابران و نیروهای امنیتی را مجروح کردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اسفند1389ساعت 18:6  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

انقلاب اسلامی و لیبرال های مذهبی/ واکاوی کارنامه جریان «روشنفکری دینی» در نهضت اسلامی/قسمت اوّل

ناکامی ملیون در اوان دهه سی و سقوط دولت مصدق، عزلت ملی گرایان لیبرال را در پی نداشت. این جریان در قالب دو طیف اصلی مذهبی و غیر مذهبی به فعالیت سیاسی محدود و کم خطر ادامه داد. هر دوی طیفهای مذکور در تلاش برای عبرت آموزی از شکست مقتدای خود به برخی اصلاحات درونی دست زدند. بدنه طیف غیر مذهبی با توجیه معروف «عبور از گاندی و پیروی از نهرو» عبور از مصدق تبعید شده را پیش گرفتند...

 

بررسی لایه های آشکار و پنهان مواضع اپوزیسیون خارج از نظام در نقادی از جمهوری اسلامی گواه این امر است که آنان در مقام ایجاب، در اندیشه برپایی حکومتی لیبرالی هستند. 
مع الاسف این رویکرد در منتقدان درون نظام نیز نضج یافته است؛ با این تفاوت که گروه دوم برخلاف گروه نخست که آشکارا شعار براندازی سر می دهند، بصورت خزنده و نرم در صدد براندازی از درون و یا حداقل «تعدیل» آن از طریق تهی نمودن محتوای نظام اسلامی از آن و بسنده نمودن به قالبی ظاهری از آن می باشند.


لیبرالیسم در این نوشتار به عنوان یک کلی مشکّک مطرح است که به مراتب مختلفی در گروه های پیرو خود رسوخ نموده و دامنه ای وسیع از افرادی فارغ از اندیشه های دینی همچون مصدق و سنجابی گرفته تا سکولارهای مذهبی چون بازرگان و سروش و حتی برخی افراد امروز معتقد به قالب جمهوری اسلامی را فرامی گیرد.
  مروری بر پروپاگاندای جریان حامی آشوبهای پس از انتخابات و تاکیدات صوری بر شخصیت حقیقی امام به عنوان یک «مرشد» و مسکوت گذاری ژرفترین اندیشه های ایشان، بخشی از سیر این جریان به سمت لیبرالیزه نمودن حکومت را نمایان است. 
اما در سوی دیگر پاسخ های اندیشه ای و اعتقادی قاطعی در دفاع از مبانی جمهوری اسلامی و رد کلیه گرایشات برآمده از اومانیسم دین ستیز ارائه گشته است.
 در این نوشتار برآنیم تا فارغ از مباحث اندیشه ای، با مراجعه به تاریخ معاصر ایران تبیین نمائیم که آیا لیبرالیسم در مقاطعی فرصت مبارزه سیاسی یافته و یا آنکه با ثمره چینی جهاد اسلام خواهان به قدرت رسیده کارامدی خود را اثبات نموده است؟ آیا در نگاهی درون گفتمانی و پذیرش پارادایم ملی، می توان لیبرال های مدعی ملی گرایی دیروز و امروز را به واقع ملی گرا دانست؟ آیا نقاط ضعف این جریان محدود به کاستی های شخصی بوده و یا اینکه می توان در واکاوی این جریان به آسیب های پایداری رسید که در صورت بازگشت آنان نیز مجال بروز می یابد؟ و نهایتا آنکه به گواه تاریخ آیا در ایران، لیبرالیسم لائیک یا آمیخته با مذهب شایستگی آن را داراست که در برخی رسانه ها و محافل آکادمیک برای نسل های نوپای انقلاب به عنوان یوتوپیا مطرح گردد؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اسفند1389ساعت 17:27  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

اینترنت بستری برای جنگ نرم/قسمت اوّل

نگاهی به تاثیر اینترنت در جنگ نرم
جنگ یا براندازی نرم، از مفاهیمی است که تقریبا از اواخر دهه ی 70 میلادی و اوایل دهه 80 میلادی، مورد توجه مراکز اطلاعاتی – امنیتی در غرب قرار گرفت و از اوایل دهه ی 90 میلادی وارد فاز عملیاتی گردید و تغییرهای مورد نظر را در تعدادی از کشورهای هدف (به ویژه کشورهای بلوک شرق)، ایجاد نمود.
از همان زمان که دگرگونی های نرم به مرحله اجرا رسید تعاریف گوناگونی از ماهیت آن ارایه گردیده است. اجرای برنامه های حساب شده مسالمت آمیز به منظور تغییر سیستم سیاسی یک کشور و یا ایجاد تغییر و تحول مورد نظر بر حاکمان و مردم در جوامع مدنظر، از تعاریفی است که به شاخصه ها و اهداف اصلی جنگ نرم اشاره دارند.
برای تبیین نقش رسانه ها و به خصوص فضای سایبر و مجازی در جنگ نرم، از منظری متفاوت و البته با بهره گیری از متون و تئوری های موجود، موضوع را مورد کنکاش قرار می دهیم.
اگر ایجاد دگرگونی در جوامع با تکیه بر تغییر دیدگاه ها و نگرش های حاکمان و مردم بحث اصلی جنگ نرم باشد؛ در آن صورت این جنگ، مدلی نوین از فعل و انفعال های این دولت ها برای سلطه، بر کشورهای مختلف را نمایش می دهد.
چرا که سلطه و استیلا با تعاریفی از قدرت، بسط و توسعه یافته که قدرت را توانایی تمرکز، تنظیم و یا هدایت رفتار می دانست.
دقیقا با این تعاریف از قدرت است که قدرت نرم جایگاه ویژه ای در تئوری های سلطه می یابد. قدرتی که تمام توان و ظرفیت خود را متمرکز بر قانع کردن دیگران می سازد تا رفتار آنها را به گونه ای مورد نظر تنظیم و هدایت نماید.
بنابراین رساترین تعریف برای جنگ نرم، هدایت افکار به سمتی است که جوامع به گونه ای بیندیشند که سردمداران سلطه گر می خواهند و از همین نقطه است که عملیات روانی با تکیه بر نقش بی بدیل رسانه ها آغاز می شود. از سوی دیگر در تخصیص و تحدید جنگ نرم ابعاد مختلفی مانند ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و فرهنگی برای آن مطرح می شود.
رسانه ها می توانند
این ابعاد گرچه به صورت فردی و تنها در اهداف کوتاه مدت و کارکردهای عینی متفاوت اند؛ اما همه آنها در شیوه ها و ابزارها بر نقش رسانه ها و تبلیغات متمرکز هستند. به ویژه بعد فکری و فرهنگی که اساسا شاخصه ی جنگ نرم است، بدون در نظر گرفتن نقش رسانه ها، قابل درک نیست. بنابراین جنگ نرم، جنگ برای سلطه است و سلطه زمانی در دسترس است که سلطه گران بتوانند بر افکار عمومی استیلا یابند و همین امر همکاری رسانه ای را نیاز شدید و اصلی جنگ نرم می سازد.
مولفه ها و شاخصه های منحصر به فرد این درگیری، فقط به کمک و یاری رسانه ها به سرانجام می رسد. همه رسانه ها از جمله دیداری و شنیداری، کتبی و شفاهی به دلیل کارکردهای خاص روانی و تبلیغی در مجموعه ابزارها و شیوه های جنگ نرم کاربرد ویژی ه ای می یابند و چنان که نمی توان از نقش امواج رادیویی و ماهواره ای در دوران جنگ سرد و مراحل ابتدایی جهان تک قطبی غفلت نمود.
ما در این نوشته به خصوص تبیین ظرفیت های فضای مجازی و سایبری در جنگ نرم را دنبال خواهیم کرد؛ گرچه گستره این بحث نیز مستلزم بحث مفصلی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اسفند1389ساعت 17:19  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

عزت‌الله سحابی؛ قبل و بعد از انتخابات 88_____بخش اوّل

"عزت‌‌الله سحابی خود را رهبر شورای فعالان ملی مذهبی در ایران میداند. او و بیشتر دوستان ملی مذهبی‌اش تصمیم گرفته‌ بودند در انتخابات ریاست جمهوری دهم از سید محمد خاتمی حمایت کنند. البته نظر اولیه آن‌ها این بود که شورای ملی مذهبی‌ها یک کاندیدای مستقل داشته باشد و آن کاندیدا هم عزت الله سحابی باشد، اما خود سحابی می‌گوید: نمی‌خواهم در برابر کاندیدای اصلاح‌طلبان دکّان بزنم."

 

این جملات، مقدمه مصاحبه فارس با عزت الله سحابی قبل از انتخابات دهم ریاست جمهوری است. در این مصاحبه سحابی خود را « معتقد به شرکت در انتخابات» می داند و اظهار می دارد: «حتی اگر سی مرتبه هم شکست بخوریم شاید مرتبه سی و یکم پیروز باشیم. به هیچ وجه، تحریم انتخابات و یا قهر با آن را شایسته نمی‌دانم.» وی با تایید این جمله خود« می‌دانیم رد صلاحیت می‌شویم اما در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدای مستقل معرفی خواهیم کرد» اضافه کرد« نظر شخص من روی آقای خاتمی است. اما به شیوه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در دوره آقای خاتمی (سال 84) اعتراض دارم!»

وی با تایید «تعریف از موسوی مبنی بر “نخست وزیر مظلوم” خواندن او علی رغم حمایت از خاتمی در انتخابات » در پاسخ به این سوال « یعنی به نظر شما مهندس موسوی بعد از گذشت بیست سال، هیچ تغییری نکرده؟ دوستان آقای خاتمی می‌گویند خاتمی امروز دیگر خاتمی 76 نیست. حالا می‌توانیم بپذیریم مهندس موسوی از نظر فکری نسبت به 20 سال پیش، بکر و دست نخورده باقی‌مانده باشد؟» اظهار میدارد« و قطعاً در افکار آقای موسوی تغییراتی پیدا شده. حتی خود من معتقدم که اگر دولتی ترکیبی از خاتمی و میرحسین شکل بگیرد خیلی خوب است.» و در پاسخ به سوال دیگری میگوید« من خودم هم هیچ وقت موافق آشوب و تحریک مردم نیستم.»

 

نامه‌ای که نیت واقعی سحابی را افشا کرد

با اینکه در مصاحبه سحابی می‌شود نشانه هایی از اعتراض و انتقاد یافت ولی او موضع نرمتر٬ آرامتر و منطقی تری از خود نشان میدهد. با این حال وقتی بیانیه او (که به عنوان نامه به هموطنان خارج از کشور) انتشار یافت٬ چهره واقعی و نیت‌های احتمالی آنها در طول حیات نظام مقدس جمهوری اسلامی را بهتر نشان میدهد.این نامه خطاب به ایرانیان خارج از کشور است.ولی فهوای کلام نشان میدهد مردم و جریان موسوم به سبز در داخل ایران را هم مد نظر دارد.برای روشنتر شدن چهره واقعی اینها و تناقض در گفتار و عملشان در چند بند به واکاوی این نامه (بیانیه) میپردازیم.

الف ـ از ابتدای این نامه آقای سحابی با عبارت « حقی که در عصبانی و احساساتی شدن در زیر فشارها و سرکوب‌ها و دروغ‌ها و تهمت‌ها دارید» دائم به مشوش کردن اذهان عموم به ویژه جوانان میپردازد. او با گفتن « آنچه برادر پیرتان را وادار به نوشتن این سطور می‌کند شرایط خاصی است که در آن به سر می‌بریم و به علت تحت فشار بودن و آزاد نبودن رسانه‌های داخلی، شما هموطنان خارج از کشور، هر یک کم و بیش، نقش مهمی در اطلاع‌رسانی و احیانا طرح و بازگویی تحلیل‌هایتان از طریق رسانه‌های خارجی دارید. » هدف خود از نوشتن نامه را روشن میسازد و دست به دامن جریان سبز خارج از کشور میشود و از آنها میخواهد که از طریق رسانه های خود اعلام کنند که جریانات آشوبگر داخل دست از اعمال رادیکال و خشونت آمیز بردارد« و نیت و هدفش را در زمان طولانی تر پیش ببرد« به همه دوستان و بویژه جوانان عزیز بگویم که همیشه ایثار و فداکاری این نیست که انسان آماده چوب خوردن و حتی گلوله خوردن در راه آزادی و استقلال و... باشد، اینها هم گاه لازم است، اما همه عزیزان باید بدانند که گاه تحمل حرکت تدریجی از گلوله خوردن هم سخت‌تر است.» و از تهییج احساسات جوانان با عباراتی همچون«گلوله خوردن در راه استقلال و آزادی گاهی لازم است» روی حرکت تدریجی و اصطلاحا نرم تاکید میکند. او در این راه اسراتژی خود را ارائه میدهد: مسائل عملی سیاسی را نه صرفا بر مبنای «حقیقت» بلکه بر مبنای «موفقیت» باید سنجید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اسفند1389ساعت 17:15  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

بالاترین:شهید ژاله صانعی(!) با ما همکار بوده است

قاتلان شهيد صانع ژاله كه بسياري از سايت هاي ضدانقلابي را در اختيار دارند و عمدتاً از لندن، حيفا- مركز بهائيان در اسرائيل- و بعضاً از آمريكا اين سايت ها را مديريت و بارگذاري مي كنند ابتدا سخن مدير مسئول كيهان مبني بر همكاري شهيد صانع ژاله با روزنامه كيهان راتحريف كرده و از قول مدير مسئول كيهان نوشتند «شهيد صانع ژاله جاسوس بوده است»! و يا «شهيد صانع ژاله مخبر كيهان بوده است»! و سپس در حالي به تكذيب اين خبر پرداختند كه بسياري از آنها ضمن ادعاي نزديكي با شهيد صانع ژاله از آن شهيد با عنوان «خانم ژاله صانعي»! ياد مي كردند!
به گزارش جهان به نقل از کیهان يكي از جالب ترين و درعين حال رسواترين نمونه از اين دست، ادعاي سايت بالاترين است كه مديريت منوشه امير بر اين سايت را انكار نمي كند. سايت مزبور ادعا كرده بود كه «خانم ژاله صانعي، با سايت بالاترين همكاري و روابط نزديكي داشت»! اين سايت بعد از آن كه معلوم شد شهيد صانع ژاله، خانم نبوده است، خبر ياد شده را از خروجي خود حذف كرد، غافل از آن كه مراجعه كنندگان اين سايت از آن خبر جعلي و مضحك دستكم صدها «پرينت» گرفته اند.
خبر سايت وابسته به منوشه امير- مدير بخش فارسي راديو اسرائيل- از يكسو نشان مي دهد مدعيان همكاري شهيد صانع ژاله با اين سايت تا چه اندازه دروغگو هستند كه حتي بدون اطلاع از جنسيت شهيد ياد شده ادعاي همكاري با وي را داشته اند و از سوي ديگر با كمال وقاحت سعي كرده اند آن شهيد مظلوم و متعهد را جاسوس موساد!! قلمداد كنند .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اسفند1389ساعت 17:1  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

نامه سرگشاده خانواده شهید صانع ژاله خطاب به ملت

بسم رب الشهدا و الصديقين بار ديگر دست جنايتكار آمريكا، انگليس و اسرائيل از آستين فتنه‌گران و منافقين كوردل درآمد و يكي از فرزندان ايران اسلامي، حافظ قرآن، دانشجو و هنرمند بسيجي متعهد صانع ژاله را به شهادت رساندند.

ما خانواده آن شهيد والامقام لازم مي‌دانيم به جهت تنوير افكار عمومي مطالبي را به سمع و نظر مردم آگاه و بصير ايران اسلامي عرض كنيم.

ما خانواده شهيد ژاله از بدو انقلاب تاكنون همراه و پشتيبان خط امام (ره) و رهبري معظم انقلاب بوده و هستيم و هيچ‌گاه از آرمان‌هاي امام (ره) و انقلاب فاصله نگرفته و نمي‌گيريم و خود را سرباز ولايت مي‌دانيم و تا آخرين قطره خونمان از انقلاب و خط رهبري حمايت كرده و پشتيباني خود را اعلام مي‌كنيم.

خانواده شهيد ژاله تأكيد كرده‌اند: اجازه نخواهيم داد فتنه‌گران كوردل از خون پاك و مطهر شهيدمان سو استفاده كرده و فتنه‌ ديگري خلق كنند و بدين وسيله تنفر و انزجار شديد خود را از سران فتنه و حاميان منافق آنان اعلام كرده و آنان را در شهادت فرزندمان مسئول مي‌دانيم.

در اين نامه خطاب به ملت ايران تصريح شده است: لازم مي‌دانيم از حضور ميليوني امت حزب‌الله و مردم فهيم و آگاه تهران، كرمانشاه، پاوه و اورامانات و نمايندگان مجلي شوراي اسلامي، ائمه جمعه و جماعات، روحانيت، دانشجويان، فرهنگيان، بسيجيان، بازاريان و خواهران و برادراني‌كه در تشييع و تدفين كم‌نظير فرزندمان شركت كرده و با حضورشان تسلي بخش قلب مجروحمان بودند، تقدير، تشكر و سپاسگزاري كنيم.

با تشكر جان‌نثار انقلاب و رهبري خانواده شهيد صانع ژاله بزرگ خاندان؛ حاج مصطفي ژاله، قادر ژاله، پيمان ژاله، اقبال ژاله و ابراهيم خوش‌رو.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اسفند1389ساعت 16:58  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

توسط کنگره آمریکا صورت می گیرد؛ حذف منافقین از لیست گروه های تروریستی برای حمایت فتنه

                       

به گزارش مشرق، کنگره آمریکا قصد دارد نام منافقین را از فهرست گروههای تروریستی وزارت خارجه اش حذف کند تا اغتشاش گران داخلی در ایران بتوانند بدون برچسب ارتباط با منافقین به آشوب طلبی و تلاش در جهت مطامع آمریکا ادامه دهند.
بدین منظور در 17 فوریه 2011 یکی از اعضای کنگره آمریکا به نام فیلنر (نماینده دموکرات ایالت کالیفرنیا) پیشنهاد قطعنامه 94 علیه ایران را داد؛ قطعنامه ای که خواستار پایان بخشیدن به آنچه که خشونت، دستگیری، شکنجه، بدرفتاری با شهروندان نامیده و همچنین آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی در ایران است.
همچنین این قطعنامه، دولت آمریکا را ملزم می کند که آنچه موارد نقض حقوق بشر در ایران نامیده را محکوم کند و «از تلاشهای مردم ایران برای حرکت به سوی دموکراسی» حمایت کند و نام سازمان مجاهدین خلق ایران را از فهرست سازمانهای تروریستی خارجی وزارت خارجه حذف کند چراکه دولت ایران از آن به عنوان مستمسکی برای سرکوبی معترضان و مخالفان استفاده می کند.
همچنین این قطعنامه، رئیس جمهور آمریکا را ملزم می کند که تحریمهای بیشتری را علیه ایران و هر فرد یا موئسسه ای که با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همکاری می کند اعمال کند و از رئیس جمهور آمریکا می خواهد که متحدان آمریکا و سایر کشورها را تشویق کند اقدامات لازم جهت جلوگیری از دسترسی بانکها و موئسسات مالی ایران (که درگیر فعالیتهای هسته ای و حمایت از گروههای تروریستی هستند) به نظام مالی بین المللی را صورت دهند.
در حال حاضر این قطعنامه به کمیته امور خارجه ارجاع داده شده است. 

 سند کنگره برای حذف نام منافقین از گروه های تروریست

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اسفند1389ساعت 16:43  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

مسجد ضرار و درس‌هايش/قسمت دوّم

قرآن در اين‌باره می‌فرمايد: "والذين التخذوا مسجداً ضِراراً و كفراً و تفريقاً بينَ المؤمنين و اِرصاداً لِمَن حارَبَ اللهَ و رسولَهُ مِن قبل و لَتَحْلفُنَّ إن ارَدْنا إلا الحسنی و الله يشهدُ إنَّهم لَكاذبون؛ كسانی هستند كه مسجدی ساختند برای زيان (به مسلمانان) و تقويت كفر و تفرقه ميان مؤمنان و كمين‌گاه برای كسی كه با خدا و پيامبرش از پيش مبارزه كرده بود، آن‌ها سوگند ياد می‌كنند كه نظری جز نيكی و خدمت نداشته‌ايم اما خداوند گواهی می‌دهد كه آن‌ها دروغگو هستند. "لا تَقُمْ فيه ابداً؛ هرگز در آن قيام (و عبادت) مكن...". "لا يَزالُ بنيانُهُمُ الذی بَنَوْا ريبه فی قلوبهم إلا أن تقطَّع قُلُوبُهُم واللهُ عليم حكيم؛ اين بنايی را كه آن‌ها كردند، همواره به‌صورت يك وسيله‌ی شك و ترديد در دل‌های آن‌ها باقی می‌ماند؛ مگر اين‌كه دل‌هايشان پاره‌پاره شود (و بميرند، و گرنه از دل آن‌ها بيرون نمی‌رود). و خداوند دانا و حكيم است."
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/7705/smpf.jpg
به دنبال اين وحی آسمانی، پيامبر دستور دادند كه مسلمانان مسجد ضرار را آتش بزنند و بقايای آن را نيز ويران كنند. در مجمع‌البيان آمده كه رسول خدا عاصم بن عوف عجلانى و مالك بن دخشم را كه از قبيله‌ی بنى عمرو بن عوف بود، فرستاد و به ايشان فرمود: به اين مسجد كه مردمى ظالم آن را ساخته‌اند برويد و خرابش نموده آن را آتش بزنيد. در روايت ديگرى آمده كه پيامبر، عمار ياسر و يكی ديگر از ياران خويش را فرستاد و آن دو آن مسجد را آتش زدند. سپس دستور داد تا جاى آن را خاكروبه‌دان نموده، كثافات محل را در آن‌جا بريزند.
 
منافقان چه كسانی بودند؟
پيش از هجرت پيامبر از مكه به مدينه، فردی بود به نام ابوعامر - پدر حنظله، شهيد معروف غزوه‌ی احد- كه از راهبان مسيحی و از عبّاد و زهّاد به‌شمار می‌رفت. هنگامی‌كه پيامبر به مدينه هجرت كرد و مسلمانان گرد او را گرفتند و در جنگ بدر بر مشركان پيروز شدند، اقليت‌های مذهبی در جامعه جايگاه خود را از دست دادند و ابوعامر نيز كه روزی از بشارت‌دهندگان ظهور پيامبر اسلام بود، اطراف خود را خالی ديد؛ از اين‌رو به مبارزه با اسلام برخاست و با منافقان اوس و خزرج همكاری صميمانه‌ای را آغاز كرد.

او از مدينه به سوی مشركان مكه رفت و برای جنگ با پيامبر از آن‌ها كمك خواست؛ و حتی در غزوه‌ی احد عليه مسلمانان وارد عمل شد. پس از جنگ احد به سوی فرمانروای روم، "هرقل" رفت و از او برای مبارزه با پيامبر اسلام كمك خواست. از طرف ديگر به هواداران خود در مدينه نامه نوشت كه به‌زودی با لشكری از سوی هرقل به سمت مدينه خواهد آمد و لازم است كه منافقان مدينه كانونی را جهت فعاليت‌های آتی او در مدينه آماده كنند. هواداران او نيز چون نمی‌توانستند علناً خواسته‌ی خود را تحقق بخشند، به بهانه‌ی ساختن مسجدی برای بيماران و پيران، نيّات شوم خود را عملی ساختند. اما وحی الهی نازل شد و خيانت آن‌ها آشكار گرديد. به اين ترتيب پايگاه منافقان نابود شد و تنها حامی آن‌ها، عبدالله بن اُبَی نيز دو ماه پس از جنگ تبوك درگذشت.

در دُرّ المنثور از ابن اسحاق روايت شده: كسانی كه مسجد ضرار را ساختند، دوازده نفر بودند: خذام بن خالد بن عبيد بن زيد، ثعلبه بن حاطب، هلال بن اميه، معتب بن قشير، ابوحبيبه بن ازعر، عباد بن حنيف، جاريه بن عامر و دو پسرانش مجمع و زيد، نبتل بن حارث، بخدج بن عثمان و وديعه بن ثابت.
ادامه دارد....

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اسفند1389ساعت 16:35  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

طراحي تيم‌هاي‌ترور منافقين براي‌ناآرامي و ادامه‌ كشته‌سازي‌در تهران

طراحي تيم‌هاي‌ترور منافقين براي‌ناآرامي و ادامه‌ كشته‌سازي‌در تهران

گروهك منافقين كه در طي دو روز گذشته با ارسال پيام‌هاي صوتي متعدد به تلفن‌هاي شهروندان تهران از مبدأ امريكا و برخي كشورهاي اروپايي از آن‌ها براي حضور در فراخوان غيرقانوني امروز دعوت مي‌كرد، با نفوذ دادن تيم‌هاي ترور خود قصد دارد پروژه ايجاد ناآرامي در سناريوي كشته‌سازي را به‌طور جدي دنبال كند.

 
به گزارش رجانیوز، در فراخوان براي حضور در تجمع غيرقانوني امروز، نقطه خاصي تعيين نشده و با اعلام ميادين اصلي شهر، عملاً تيم‌هاي ترور منافقين قصد ايجاد رعب و وحشت كور در مناطق مختلف شهر را دارند.
 
در تماس‌هاي تلفني با شهروندان تهراني از مبدأ خارج از كشور براي حضور در فراخوان امروز به‌طور گسترده دعوت شده است.
 
اين در حالي است كه پس از اعمال محدوديت براي موسوي و كروبي، آن‌چنانكه بي‌بي‌سي فارسي روز جمعه به نقل از اصغر رمضان‌پور مديركل مطبوعات در دوره مهاجراني و تحليل‌گر ارشد فعلي اين شبكه عنوان كرد، هدايت جريان فتنه به‌طور كامل به بيرون منتقل شده است. در اين زمينه علي افشاري ضد انقلاب مقيم امريكا نيز اعلام كرده كه در شرايط فعلي ديگر موسوي توانايي و شخصيت رهبري جنبش را ندارد و شوراي هماهنگي راه سبز اميد كه به تازگي در امريكا تشكيل شده بايد رهبري جنبش را در دست بگيرد.
 
همچنين مشابه روز 25 بهمن، سايت وزارت امور خارجه رژيم صهيونيستي نيز براي آشوب‌هاي امروز صفحه ويژه ايجاد كرده و حتي از روز گذشته شعارهاي پيشنهادي را با جهت‌گيري حمايت صرف از موسوي و كروبي بر روي خروجي قرار داده است.
 
در عين حال، منابع امنيتي معتقدند شكست پروژه كشته‌سازي براي جريان فتنه در روز 25 بهمن كه با درايت خانواده‌هاي دو شهيد و با توجه به سوابق آن‌ها و حضور انقلابي مردم در مراسم تشييع و تدفين ناكام ماند، جريان فتنه را كه اكنون مركز طراحي آن به‌طور كامل در خارج از كشور است و تعداد معدودي از آشوب‌گران فقط نقش پياده نظام آن را ايفا مي‌كنند، به اين نتيجه رساند كه بايد با كليد زدن فاز جديد آشوب، اين پروژه را ادامه دهند.
 
در اين زمينه، تعدادي از تيم‌هاي ترور منافقين با همكاري برخي از خانواده‌هاي معدومين قصد دارند در چند نقطه غيرمشخص شهر با استفاده از پوشش تجمعات غيرقانوني به صورت كور شهروندان را هدف گلوله قرار دهند و فاز مقابله مسلحانه با نظام را علني‌تر از قبل كنند.
 
تجمع‌هاي جزيره‌اي و كوچك اما با سطح خشونت بالا و انبوه‌سازي در كشته‌ها با اقدام مسلحانه برنامه مشخص تيم عملياتي آشوب‌هاي امروز است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اسفند1389ساعت 16:29  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

‎انتقاد سناي آمريكا از وزارت خارجه به دليل ناتواني در نبرد سايبري با ايران

سناي آمريكا از نرم‌افزاري كه وزارت ‌خارجه عليه ايران در حوزه اينترنت به‎كار گرفته است، انتقاد كرد و آن را مديريت نابخردانه يك تكنولوژي نااميدكننده خواند.

خبرگزاري فرانسه خبر داد كه يكي از كميته‌هاي مجلس سنا در گزارش خود اعتراف كرد كه تلاش‌هاي وزارت خارجه آمريكا براي مبارزه با سانسور اينترنت در چين و ديگر كشور‌ها ناكام ماند و بودجه مربوطه بايد به آژانس ديگري در دولت واگذار شود.

 

* بودجه ضدسانسور بايد از وزارت خارجه گرفته شود و به شوراي پخش برنامه‌هاي دولتي آمريكا واگذار شود

 

گزارش كميته روابط خارجي مجلس سنا، از عملكرد ضعيف وزارت خارجه در هزينه كردن بودجه‌اي كه كنگره به گروه تكنولوژي ضدسانسور اينترنتي اختصاص داده‌ است، به شدت انتقاد و پيشنهاد كرده است كه اين بودجه به شوراي پخش برنامه‌هاي دولتي آمريكا (BBG) تخصيص داده شود، چرا كه اين نهاد صداي آمريكا (VOA) و راديو آزاد آسيا و ديگر شبكه‌هاي راديويي و تلويزيوني آمريكا را سرپرستي مي‌كند.

 

* از سال 2008 تاكنون 50 ميليون دلار براي رفع فيلتر اينترنت در اختيار وزارت خارجه قرار گرفته است

 

در اين گزارش اعلام شده است كه كنگره از سال مالي 2008 تاكنون 50 ميليون دلار به برنامه آزادي اينترنت در وزارت خارجه اختصاص داده است، اما 30 ميليون آن همچنان بلااستفاده باقي مانده و وجه اندكي صرف گروه تكنولوژي ضدسانسور اينترنت شده است. "چنين تكنولوژي بايد در اولويت كاري دولت آمريكا قرار گيرد. حمايت دولت آمريكا از توسعه و پيشرفت گروه تكنولوژي ضدسانسور اينترنت بسيار حياتي و ضروري است، به ويژه با در نظر گرفتن اين واقعيت كه بخش خصوصي تمايل چنداني براي سرمايه گذاري روي چنين تكنولوژي‌هايي ندارد ".

 

* ناكارآمدي تكنولوژي‌هاي آمريكا براي رفع فيلتر اينترنت

 

بخشي از اين تعلل و تأخير در هزينه كردن بودجه مذكور از نظر گزارش كميته به اين دليل بوده است كه برخي از نرم افزار‌هاي بسيار پيشرفته گروه تكنولوژي ضدسانسور اينترنت از جمله "دي‌آي‌تي " و "اولترا‌سرچ " توسط دو شركت آمريكايي كه از جانب اعضاي "فالون گانگ " تأمين مالي مي‌شوند، تهيه مي‌گردند؛ كه در نتيجه با توجه به ممنوع بودن در چين، اين گروه حمايت‌هاي خود را متوقف ساخته است. "دي‌آي‌تي " و "اولتراسرچ " به عنوان دو برنامه ضدسانسور اينترنتي عمده در ايران، عربستان سعودي، سوريه، مصر، ميانمار و ويتنام مورد استفاده قرار مي‌گرفتند. "كشور‌هايي كه يا از تجربيات چين در كنترل اينترنت بهره مي‌برند يا چين به صورت مستقيم تكنولوژي لازم براي رويارويي با چنين محصولاتي را فراهم مي‌آورد ".

 

* وزارت خارجه به‎خاطر تعامل با كشورها نبايد مسئول اقداماتي مانند رفع فيلتر سايت‌ها باشد

 

"وزارت امور خارجه با توجه به تعامل دوجانبه و روزمره‌اي كه با چنين دولت‌هايي دارد، به ويژه با چين، از جايگاه مناسبي براي انجام چنين اقداماتي برخوردار نيست ". 
ايستگاه‌هاي شوراي پخش برنامه‌هاي دولتي آمريكا، كه راديو مارتي (كه براي مخاطبين كوبايي برنامه پخش مي‌كند) و شبكه پخش برنامه خاورميانه را نيز در بر مي‌گيرد، "بايد سعي كنند به صورت روزانه از دريافت برنامه‌هاي تلويزيوني، راديويي و اينترنتي خود توسط مخاطبين كشورهاي خاصي كه تلاش مي‌كنند اين برنامه‌ها را مختل سازند، اطمينان حاصل كنند. از اين رو، شوراي پخش برنامه‌هاي دولتي آمريكا، و نه وزارت خارجه، بايد به عنوان آژانسي در دولت آمريكا در نظر گرفته شود كه قرار است مديريت بودجه فعلي و آينده گروه تكنولوژي ضدسانسور اينترنت را در اختيار ‌گيرد ".

 

* انتقاد سناي آمريكا از نرم‌افزار وزارت خارجه عليه ايران

 

در گزارش منتشر شده توسط سنا از برنامه‌ "هي‌استيك " بسيار انتقاد شد و آن را "مديريت نابخردانه يك تكنولوژي ناميدكننده كه امتحان خود را پس نداده است. " خواندند. "هي‌استيك " يكي از نرم افزار‌هاي گروه تكنولوژي ضدسانسور اينترنت است كه توسط مركز پژوهشي سانسور در سان‎فرانسيسكو براي فعالان دموكراسي در ايران طراحي شد. 
"تيم هي‌استيك نه به درستي نرم‌افزار خود را امتحان كرده بود و نه اجازه داد كه به صورت مستقل مورد تحليل رمزشناسي قرار گيرد و خودسرانه نسخه بتاي آن را در اختيار ايرانيان قرار داد ". 
"در سپتامبر 2010، بلافاصله پس از توزيع نسخه بتاي اين نرم‌افزار، يك تيم مستقل توانست ظرف مدت شش ساعت رمز آن را بشكند و نشان داد كه دولت ايران نيز قادر است با دستكاري اين نرم‌افزار تمام كاربران آن را شناسايي كند ". با انتشار اخبار مربوط به نقاط ضعف اين نرم افزار، پروژه "هي‌استيك " به سرعت متوقف شد.

+ نوشته شده در  شنبه 30 بهمن1389ساعت 21:48  توسط سرباز امام خامنه ای  | 

«مسجد ضرار» و درس‌هايش(قسمت اول)

«مسجد ضرار» و درس‌هايش

رهبر انقلاب در ميان سخنان خود در مراسم تنفيذ حكم رياست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد و در تبيين تجربه‌‌ی رويدادهای پس از انتخابات دهم، اشاره‌ای كوتاه به ماجرای مسجد ضرار در تاريخ صدر اسلام داشتند. بخش ديگران پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر نشر آثار رهبری ماجرای مسجد ضرار را بازخوانی می‌كند.

ماجرای مسجد ضرار - كه آيات 107 تا 110 سوره‌ی توبه در قرآن به آن اشاره دارد- آن‌گونه كه از روايات مورد اتفاق برمى‌آيد چنين بوده:

در سال نهم هجری، گروهی از منافقان كه به ظاهر مسلمان بودند، نزد پيامبر صلی‌الله عليه و آله آمدند و گفتند: به ما اجازه دهيد مسجدی در ميان قبيله بنی‌سالم، نزديك مسجد قبا بسازيم تا افراد ناتوان و بيمار و پيران از كار افتاده در آن عبادات خود را انجام دهند و در شب‌های بارانی كه گروهی از مردم توانايی آمدن به مسجد شما را ندارند، فريضه‌ی نماز را آن‌جا انجام دهند. (پيش از آن جماعتى از بنى عمرو بن عوف مسجد قبا را ساخته، از رسول خدا خواسته بودند تا در آن‌جا نماز بخواند. رسول خدا هم مسجد را افتتاح نموده، در آن‌جا به نماز ايستاد.)

پيامبر كه در اين زمان با گروهی از مسلمانان عازم جنگ تبوك بودند، به آن‌ها اجازه دادند. سپس آن‌ها از پيامبر تقاضا كردند كه شخصاً در آن مسجد نماز اقامه كنند. پيامبر فرمودند: "من عازم سفرم، هنگامی‌كه بازگشتم، به خواست خدا چنين خواهم كرد."

پس از بازگشت پيامبر از تبوك، آن‌ها مجدداً نزد پيامبر آمده و تقاضای خود را مبنی بر اقامه‌ی نماز در اين مسجد تكرار كردند. هنوز پيامبر وارد دروازه‌های مدينه نشده بود كه فرشته‌ی وحی نازل گشت و آيات 107 تا 110 سوره‌ی توبه را بر پيامبر نازل كرد و پرده از اسرار كار آن‌ها برداشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 بهمن1389ساعت 19:0  توسط سرباز امام خامنه ای  |